پیش‌بینی خودنظم‌دهی تحصیلی بر اساس باورهای هوشی و ذهن‌آگاهی دانش‎آموزان مقطع متوسطه اول شهرستان آباده

نویسندگان

1 استادیار گروه روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، ص. پ. 19395-4697، تهران، ایران.

doi
10.30495/jedu.2022.26941.5383
چکیده

مقدمه و هدف: شناسایی عواملی که در فرایند یادگیری نقش و بر عملکرد دانش‎آموزان تاثیر زیادی دارند امروزه به عنوان یکی از محورهای اساسی تعلیم و تربیت و از بحث‌های جالب و مورد علاقه بسیاری از معلمان و روانشناسان است. یکی از این عوامل خودنظم‌دهی تحصیلی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی پیش‌بینی خودنظم‌دهی تحصیلی براساس باورهای هوشی و ذهن‌آگاهی دانش‎آموزان مقطع متوسطه شهر آباده انجام شد. روش شناسی پژوهش: نوع پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانش‌آموزان مقطع متوسطه اول شهرستان آباده (2850 نفر) بودند که مطابق جدول مورگان 300 دانش‎آموز بـه روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. آزمودنی ها، پرسشــنامه خودنظم‌دهی تحصیلی (کانل و ریانل، 1987)، باورهای هوشی (عبدالفتاح و یتس، 2006) و مهارت‌های ذهن‌آگاهی (بایر و همکاران، 2006) را تکمیـل نمودنـد. از نرم افزار SPSS و روش های آماری توصیفی شامل میانگین، انحراف معیار و همبستگی پیرسون و استنباطی شامل رگرسیون چند متغیری به روش اینتر جهت تحلیل داده‌ها استفاده شد. یافته­ ها: نتایج یافته‌ها حاکی از رابطه معنادار و مثبت بین خودنظم‌دهی تحصیلی با باورهای هوشی افزایشی و ذهن‌آگاهی و رابطه منفی و معنادار بین خودنظم‌دهی تحصیلی با باورهای هوشی ذاتی بود. بحث و نتیجه­ گیری: باورهای هوشی و ذهن‌آگاهی قادر به تبیین سهمی از واریانس خودنظم‌دهی تحصیلی بودند. این بررسی روابط موجود بین متغیرها را روشن می‌کند و این تبیین موجب گسترش فهم ما و یافتن راه‌هایی برای بهبود خودنظم‌دهی تحصیلی دانش‎آموزان خواهد شد.