ارائۀ الگویی برای توسعۀ پایدار مقصدهای گردشگری روستایی با رویکرد برنامه‌ریزی فضایی مورد مطالعه: شرق استان مازندران

نویسندگان

1 استاد گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی، دانشگاه فردوسی، مشهد

2 دکتری جغرافیا و آمایش کیفیت محیطی مناطق روستایی، دانشگاه فردوسی، مشهد

3 استادیار گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی، دانشگاه فردوسی، مشهد

4 استاد گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی، دانشکدۀ جغرافیا، دانشگاه تهران

doi
10.22034/jtd.2020.223532.1990
چکیده

برنامه‏‌ریزی فضایی و توسعۀ‌‌ پایدار گردشگری، به علت داشتن هدف مشترک، برای مفهوم برنامه‌ریزی به‌منزلۀ سازمان‌دهی زندگی آیندۀ جوامع با مقررات و طراحی روابط اجتماعی و اقتصادی در آینده و دقت در استفاده از فضای فیزیکی به‌منظور رسیدن انسان به رفاه بدون تخریب محیط، نوعی تلاقی فلسفی محسوب می‌شوند. هدف از این پژوهش ارائۀ الگویی برای توسعۀ پایدار مقصدهای گردشگری روستایی با رویکرد برنامه‌‏ریزی فضایی در شرق استان مازندران است. بدین منظور، برای ارائۀ الگوی تحقیق، با بهره‌گیری از چهارده شاخص برای بررسی وضعیت برنامه‌ریزی فضایی توسعۀ پایدار گردشگری در بین چهار شهرستان استان مشخص شد. داده‌های لازم از طریق بازدیدهای میدانی به‌وسیلۀ ‌پرسش‌نامه گردآوری شد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که ابعاد و شاخص‌های برنامه‌ریزی فضایی در تبیین توسعۀ پایدار مقصدهای گردشگری روستاها مؤثرند. شاخص‏‌های انتخاب‌شده، با توجه به شرایط و مقتضیات مناطق روستایی، قابلیت آزمون‌پذیری و عملیاتی در سطح روستاهای مشابه را دارند. بنابراین، مهم‌ترین عامل در فرایند برنامه‌‏ریزی فضایی توسعۀ پایدار مقصدهای گردشگری روستایی در گام نخست شناخت ظرفیت‌‏های مکان (محیطی و کالبدی) شامل تنوع جاذبه‌‏های طبیعی، کیفیت جاذبه‏‌ها، موقعیت استقرار جاذبه‌‏ها، بعد انسان (‏اجتماعی ـ فرهنگی) شامل فرهنگی و سیاسی، مشارکت مردم محلی و آموزش، بعد فعالیت (کارکردها) شامل خدمات اقامتی، پذیرایی‏، توزیع خدمات و اطلاع‏‌رسانی، سرمایه‏‌گذاری، اشتغال و درآمد‏زایی است.