تحلیل و نقد بلاغت و فصاحت در آثار بلاغی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم، قم، ایران

doi
10.22059/jlcr.2020.303887.1485
چکیده

  بلاغت و فصاحت از جمله اصطلاحاتی است که از آغازین آثار بلاغی به زبان فارسی و عربی توجه محققان را جلب کرده‌است. بلاغیون در ادوار مختلف ضمن بحث و بررسی دربارۀ این اصطلاحات کوشیده‌اند معیارهایی برای آن‌ها به‌دست دهند. آنچه از خلال کتاب‌های بلاغی به‌دست می‌آید، نشان می‌دهد پس از گذشت قرون اولیه در بلاغت اسلامی، با معیارهای ذوق‌مبنا و مکرّر در این قلمرو روبه‌رو هستیم و اصطلاحات مذکور نیز از این معیارها به دور نبوده‌اند؛ معیارهایی که امروزه پذیرش و کاربردشان خالی از خلل و ایراد فراوان نیست. در پژوهش حاضر، ضمن بررسی، تحلیل و نقد دو اصطلاح بلاغت و فصاحت و دسته‌بندی آرای پیشینیان، کوشیده‌ایم با مؤلفه‌های دیگر به تبیین بلاغت و فصاحت بپردازیم؛ مؤلفه‌هایی که می‌توانند چشم‌انداز روشن‌تری از مفاهیم فصاحت و بلاغت به‌دست دهند. به‌ نظر می‌رسد برای دریافتی روشن‌تر از چنین مفاهیمی و پرهیز از دیدگاه‌های استحسانی می‌توان از آرای زبان‌شناسان در حیطۀ بافت متن و انواع بافت‌های آن و نیز نظریۀ ارتباطی یاکوبسن و نقش‌های ششگانۀ زبان که مبتنی بر نظریۀ مذکور است، یاری گرفت؛ به عبارت دیگر، می‌توان با کمک مطالعات زبان‌شناختی، مؤلفه‌های بلاغت و فصاحت را به گونه‌ای دیگر بازتعریف کرد که علاوه بر روشنی اصطلاحات و پرهیز از جنبه‌های ذوقی، شمول بیشتری داشته‌ باشد. بر این اساس، بافت‌های گوناگون کلام به همراه نقش‌های زبان را می‌توان عناصر کانونی بلاغت و فصاحت به ‌شمار آورد، ضمن اینکه بر اساس دیدگاه «ون پی‌یر»، متون ادبی و مقدس همواره در حال «بافت‌سازی» هستند؛ به سخنی دیگر، متون ادبی و مقدس بافت بسته و تغییرناپذیر ندارند، بلکه بر اساس موقعیتی که در آن واقع می‌شوند، دست به بافت‌سازی می‌زنند. منظور از بافت، هم بافتِ متنی است و هم بافت‌های موقعیتی، فرهنگی و اجتماعی. تغییر بافت‌های مختلف، افق متن را دگرگون کرده، طبعاً معنای آن را نیز تغییر می‌دهد و می‌تواند زمینۀ تفسیرهای مختلف و تأویل‌های متعدد را در متن به ‌وجود می‌آورد.