تحلیل بدنمندی معنا در گفتمان خبری اقتصادی و ورزشی به زبان فارسی: کاربست الگوی بدنمندی مک‌وینی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان‌شناسی و زبان‌های خارجی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد گروه زبان‌شناسی و زبان‌های خارجی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

3 دانشیار گروه زبان‌شناسی و زبان‌های خارجی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.22059/jolr.2025.400397.666933
چکیده

بدنمندی معنا مفهومی بنیادین در حوزة زبان‌شناسی شناختی است که با نقد دیدگاه سنتی در باب جدایی ذهن و بدن، ادعا می‌کند ادراک، معنا و زبان در بستر تجربة زیستة بدنی شکل می‌گیرند. تحقیق حاضر با هدف بررسی کاربرد مفهوم بدنمندی معنا در متون خبری فارسی در حوزه‌های اقتصاد و ورزش انجام شده است و در تلاش است بر اساس الگوی مک وینی (1999) نقش عناصرِ اتخاذ دیدگاه از قبیل فراهم‌سازها، چارچوب‌های مرجع فضایی-زمانی، زنجیره‌های کنش علّی و نقش‌های اجتماعی در فرایند بدنمندی معنا را مورد بررسی قرار ‌دهد. این تحقیق از نوع کیفی بوده و در آن داده‌های استخراج شده از پایگاه‌های خبری فارسی، به شیوة تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند. یافته‌ها نشان می‌دهد که عبارات استعاری مانند «درو کردن طلا» یا «تانک بختیاری»، به عنوان نمونه‌هایی از فراهم‌سازهای مفهومی، از طریق شبیه‌سازی شناختی، مفاهیم انتزاعی را با تجربیات حسی‌ـ‌حرکتی مرتبط می‌سازند. به علاوه، چارچوب‌های فضایی‌ـ‌زمانی (پاریس، تا آخر هفته، امروز) ضمن فعال‌سازی طرح‌واره‌های حرکتی و مکان‌محور، به سازمان‌دهی معنایی کمک می‌کنند. زنجیره‌های علّی که در متون اقتصادی پیچیده‌تر و در متون ورزشی به نحوی ساده‌تر نمود پیدا می‌کنند در روابط علّی موجود در ساختارهای دستوری و منطقی (جملات شرطی، ساختارهای سببی) از طریق استعاره‌های نیرو و حرکت بازنمایی می‌شوند. این عناصر زمینه‌ای فراهم می‌آورند که ضمن حفظ انسجام روایت، خواننده را به صورت ذهنی در موقعیت رویداد قرا‌ر داده و فرآیند درک متن را تسهیل کنند. علاوه بر این، نقش‌ها و هویت‌ها مانند «مربی»، «باشگاه» یا «فدراسیون» با ایجاد دیدگاه‌های اجتماعی، به خواننده امکان می‌دهند تا روابط قدرت، مسئولیت‌ها و جایگاه بازیگران در متن را درک کند. مطالعة حاضر مؤید این اصل بنیادین است که نظام‌های شناختی انسان حتی در پردازش پیچیده‌ترین مفاهیم، همچنان بر پایة تجربیات بدنی و تعاملات فیزیکی با محیط عمل می‌کنند. یافته‌های این پژوهش در راستای مطالعات پیشین در حوزة بدنمندی معنا می‌تواند گامی مؤثر در توسعة مطالعات زبانشناسی شناختی در بافت فارسی محسوب ‌شود