پسامدرنیسم در فیلم کلوزآپ
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکدة ادبیات و زبانهای خارجی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
doi
10.22059/jor.2015.54213چکیده
این مقاله به بررسی عناصر پسامدرن در فیلم کلوزآپ، ساختة عباس کیارستمی میپردازد. استفاده از تمهیدهایی چون بینامتنیت، فروپاشی روایتهای اعظم، آشکارسازی تصنع، مرگ اقتدار مؤلف، اتصال کوتاه، دور باطل و پیوند دوگانه، فیلم را به اثری پسامدرن تبدیل کرده است. نویسنده از نظریههای منتقدانی چون کریستوآ، برایان مکهیل، بری لوییس، پتریشیا و دیوید لاج استفاده کرده است. فیلم، نوعی سینما دربارة سینماست و در فضایی بین فیلم داستانی و مستند اتفاق میافتد و به طرح پرسشهایی دربارة ماهیت واقعیت و بازنمایی میپردازد. بهعبارتی این فیلم، نمونهای از درهمآمیختن واقعیت و خیال در دنیای پسامدرن است و در آن، مرز میان زندگی و سینما، نه تنها برای مخاطب، بلکه برای شخصیتها نیز از بین میرود. از دیگر ویژگیهای آشکار این فیلم، بهعنوان یک اثر پسامدرن میتوان به فروپاشی روایتهای اعظم اشاره کرد.