زندان در سرزمینی بر فراز تپه: ملکوم اکس و قدرت دانش

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکدة زبان‏های خارجی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکدة زبان‏ها و ادبیات خارجی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jor.2015.54214
چکیده

پژوهش حاضر براساس اندیشه‏های میشل فوکو دربارة زندان، به بررسی زندگینامة خودنوشت ملکوم اکس می‏پردازد که پس از دورة حبس او به نگارش درآمد. نگارندگان درصددند تا ابهام و دوگانگی نهفته در ماهیت اسارت و زندان را که به کسب دانش و قدرت از سوی ملکوم اکس در دورة حبس او منجر شد، با توجه به نظریه­های فوکو تبیین کنند. زندان از یک­سو نیرویی محدودکننده و سرکوبگر برای روح و روان این سیاهپوست آمریکایی بود؛ از سوی دیگر، اگر به مفهوم زندان از دیدگاهی گسترده‏تر بنگریم، آمریکا و نژادپرستی آمریکایی (گفتمان‏های غالب، محدودکننده و سرکوبگر) را می‏توان نوعی زندان دانست که به­طرز شگفت‏آوری نقشی حیاتی در روشنگری، کسب معرفت نفس و تولید دانش جدید از سوی سیاهان آمریکایی ایفا می‏کند. این فشار و سرکوب، سبب قدرتمندشدن ستمدیدگان نژادی و اصلاح فرهنگ غالب ستمگران نژادپرست می‏شود. رویکرد این پژوهش عبارت است از کاربست نظریه­های میشل فوکو دربارة روان­شناسی زندان و تأثیر آن بر زندانی در کتاب زندگینامة خودنوشت ملکوم اکس. هدف آن است که نشان دهیم ابهام و تناقض نقش زندان در شکل­دادن به شخصیت زندانی در نظریه­های فوکو در زندگینامة خودنوشت ملکوم اکس نیز به­صورت مشابهی انعکاس می‏یابد.