تحلیل روایت شناختی رمان کافکا در کرانه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تئاتر، دانشکدة هنرهای نمایشی و موسیقی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استاد دانشکدة هنرهای نمایشی و موسیقی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jor.2015.54215چکیده
هاروکی موراکامی، یکی از مطرحترین نویسندگان کنونی جهان است و رمان کافکا در کرانه نیز بهعنوان یکی از پرفروشترین و بهترین آثار او شناخته میشود. این مقاله به تحلیل روایتشناختی رمان کافکا در کرانه از منظر دو نظریة روایتشناسی و اسطورهشناسی میپردازد. در این راستا، پس از بررسی رویکرد رولان بارت به روایتشناسی، روایت کافکا در کرانه با استفاده از یک جدول نشان داده میشود. آنچه در این رمان، نظرها را بهخود جلب میکند، وجود یک الگوی اسطورهای آیین گذار و بلوغ، براساس آن چیزی است که جوزف کمپبل در قهرمان هزارچهره مطرح کرده است. در پایان نیز به این سؤال پاسخ داده میشود که چگونه روایت اسطورهای گذار و بلوغ، خود را مجدداً در این رمان تکرار کرده است و چگونه این آیین جهانشمول، در فرهنگهای مختلف، عناصری را در خود میآمیزد و درعین حال، در پس روایتها باقی میماند.