صورت خدا بودنِ انسان در ادبیات ادیان ابراهیمی و ایده برابری بنیادین؛مطالعه موردی اندیشه جان لاک

نویسندگان
doi
10.22034/ra.2025.2075488.3115
چکیده

صورت‌گونگی انسان نسبت به خدا، در ادبیات مقدس ادیان ابراهیمی از جمله اسلام مشترک است و در ادبیات فارسی نیز به چشم می ‌ خورد. مسئله این است که با وجود این اشتراک، اندیشه ‌ ها و در نتیجه الگوهای متفاوتی از فرهنگ و آیین، خانواده، سیاست و مالکیت در بین پیروان این ادیان شکل گرفته و تحول یافته است که ناشی از تفاسیر متفاوت قدیم و جدید از این رابطه خَلقی انسان با خدا و به دنبال آن مسائل بنیادینی همچون نسبت آدم و حوا، هبوط، زندگی زن و مرد و فرد و جمع در زمین/دنیا و...است. به‌ویژه ایده صورت ‌ گونگی، مبنای برابری یا نابرابری بنیادین و از جمله تحول امر سیاسی بوده است. این مقاله ضمن اشاره به این ادبیات مشترک ادیان، به مطالعه موردی اندیشه جان لاک می ‌ پردازد که چگونه تلاش کرده است با بحث ‌ های الهیاتی متکی بر صورت‌گونگی، ایده برابری بنیادین انسان ‌ ها را تصویر کند و بنیانی الهیاتی برای برابری در حق شهروندی و نظم سیاسی مبتنی بر رضایت فراهم آورد. روش توصیفی و تفسیری مقاله، از نظریه تاریخ مفهومی راینهارت کوزلک و از ادبیات جرمی والدرون به‌عنوان چارچوب نظری بهره برده است. این پژوهش نشان می ‌ دهد که برخلاف تصور برخی سکولارها، مهم ‌ ترین بنیان ‌ گذاران تجدد سیاسی بی ‌ نیاز از الهیات نبوده ‌ اند. همچنین قرابت ادیان ابراهیمی امکان انتقال تجارب معرفت‌شناختی و روش‌شناختی در بین آن ‌ ها را فراهم می ‌ کند. این مقاله می ‌ تواند فرصت مطالعات مقایسه ‌ ای و انتقادی برای بررسی چرایی تفاوت تفاسیر الهیاتی و سیاسی در بین متفکران ادیان ابراهیمی با وجود اشتراک در چنین ایده ‌ هایی را فراهم کند.