مبانی انسان شناختی علم اجتماعی تفسیری و دلالتهای جامعه شناختی آن
نویسندگان
doi
10.22034/ra.2025.2023274.2974چکیده
علم اجتماعی مدرن، مبتنی بر بنیانهای معرفتی و نظری ویژهای است که به رویکردها، نظریهها، حوزهها و روشهای آن رنگ میبخشد و آن را از علم اجتماعی و مبانی آن در رویکرد اسلامی متمایز میکند. یکی از اصلیترین مبانیِ شناختی که علم اجتماعی مدرن از آن اثر پذیرفته، چیستی انسان و چگونگی ارتباطش با واقعیت و نیروهای اجتماعی است. این نوشتار در صدد است مبانی انسانشناختی علم اجتماعیِ تفسیری را بررسی کند. گردآوری دادهها با روش اسنادی و کتابخانهای انجام شده و با روش توصیفی و تحلیلی دادهها پردازش شده است. یافتهها بیانگر آن است که علم اجتماعیِ تفسیری انسان را موجودی مختار، معناساز، محیطآفرین، دوساحتی، محاسبهگر، با دستگاه شناختی محدود میداند که شعور متعارف مهمترین منبع اطلاعاتی اوست. این نگرش به انسان دلالتهای جامعهشناختی دارد، از جمله: نفی تصویر اثباتی از علم اجتماعی، تمرکز بر فهم و درک انگیزهها و نیات کنشگران اجتماعی و تبییننشدن الگوی پیامدهای ناخواستۀ کنش، بیتوجهی به علل و سازوکارهای زیربنایی در تحلیل، تاریخیدیدن هویت، تبیین تکساحتی انسان، و نسبتدادن تغییرات اجتماعی به کنشگران فردی.