تمایز مسئله ذهن-بدن در فلسفه ذهن معاصر و علمالنفس صدرایی
نویسندگان
doi
10.22034/ra.2024.1987707.2849چکیده
استدلال شده است بر اینکه مسئلۀ ذهن-بدن، مسئلهای مدرن است و در فلسفۀ یونان باستان و دوران میانه مطرح نبوده است. در این مقاله این استدلالها بیان شده و بر پایۀ آنها نتیجه گرفته شده است که صورتبندیهای متداول مسئلۀ ذهن-بدن باید بر دو قسم خاص و عام تقسیم شوند. برخی صورتبندیها، شامل مسئلۀ نفس-بدن نیز میشوند. تفکیک مسئلۀ ذهن-بدن از دشوارۀ ذهن-بدن نیز به تعدد مسئلهها اشاره دارد. در گام بعدی، با شواهدی نشان دادهام که مسئلۀ محوری علمالنفس صدرایی، مسئلۀ نفس-بدن است نه ذهن-بدن، بنابراین نمیتوان راهحلها و ایدههای مربوط به مسئلۀ نخست را، راحلهای کارآمد مسئلۀ دوم دانست. با این حال، میتوان مسئلۀ ذهن-بدن را در برابر فلسفۀ صدرایی نهاد و از امکانات این فلسفه برای حل این مسئله مدد گرفت. این فعالیت تازه، مستلزم برخی بازنگریها در مبانی یا نتایج علمالنفس فلسفی صدرایی خواهد گردید. دستاورد این مقاله از سنخ درجۀ دوم (فرافلسفه) است و پیشنهادی محتوایی و روشی برای علمالنفس صدرایی عرضه میکند. * این پژوهش بر اساس طرح با کد پیگیری 17812 توسط ستاد توسعه علوم و فناوریهای شناختی ایران مورد حمایت قرار گرفته است.