گونه‌شناسی مکان و مناسبات سوژه با آن در گفتمان تصوف؛ مطالعۀ موردی میراث صوفیانۀ ابوسعید ابوالخیر

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید چمران اهواز،اهواز، ایران.

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید چمران اهواز،اهواز، ایران.

3 استاد بازنشستۀ زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید چمران اهواز،اهواز، ایران.

4 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید چمران اهواز،اهواز،ایران.

doi
10.22059/jlcr.2020.299170.1439
چکیده

مقولۀ مکان و گونه شناسی آن و مناسبات سوژه و مکان، درون گفتمان­های گوناگون و در ژانر­های متفاوت قابل بررسی است. ما در این پژوهش، امر مذکور را درگفتمان تصوف کار بست داده­ایم. و در این خصوص با مطالعۀ مقامات ­های ابوسعید، نیشابور را به عنوان مکان گسترده و خانقاه را به مثابۀ مکان کانونی گفتمان انگاشته­ایم. و نشان داده­ایم نیشابور قبل از حضور ابوسعید، دارای ساختار شهری و پیوست معنایی و مکانی«پیوستاری» است. تکثر فرهنگی، حضور سایه­ای گفتمانی ادیان ، درکنار گفتمان غالب شریعت محور، نیشابور را به ترامکان، فراشهر و مکانی«پدیداری» مبدل کرده است. حضور تمایز آفرین ابوسعید در نیشابور در شکل پیوستاری وکاربردی عناصر شهری تصرف می­کند؛ و در ادامه شهر را به مکان منازعه با زنجیره­ای از هویت ­های هم ارزِگفتمان­های قطب مخالف بدل می­کند. و«نا­پیوستاری مکانی» رقم می­خورد. نگرش نوبنیاد ابوسعید به تصوف و پیدایش و زایش گفتمانی نو، نیشابور را دچار زایشی مجدد کرده­ است. فاعلیت سوژه در مکان، مرجعیت مکانی را «باز پردازی» کرده وحاکمیت گفتمان شریعت­مدار را کم­رنگ نموده و سایۀ خانقاه را بر مسجد انداخته­است. خانقاه درمسیر تغلب گفتمانی به عنوان کارگاه تربیت صوفی، مکانی شبکه­ای-القایی است که در آن، بین مقام نفسی صوفی با مکانش در خانقاه قید تساوی بر قرار است. و چیدمان معماری خانقاه برابر با چیدمان هندسۀ قدرت گفتمان صوفیه است. ما سه گونه مناسبت بین سوژه و مکان برشمرده­ایم: وقتی که تنها وجه معنایی مکان بستر جریان یابی حکایت است، سوژه بر آن غالب است. گاهی وجه زایندۀ مکان به سوژه معنا وتشخصی می­دهد که تا قبل از آن فاقد آن بوده است، در این حالت مکان بر سوژه غالب است نمونۀ آن بسط روحی ابو سعید پس از حضور بر مزار ابوالفضل سرخسی است. نوع سوم که به نظر می­رسد تازگی دارد؛ زمانی است که قصد سوژه و مکان معنا دهی و معنا یابی است، نه غلبگی مطلق. دراین نوع عامل تعامل یا عینی است یا ذهنی. فاعلیت ابوسعید درهمۀ این تصرفات و تغییرات در هویت و نوع مکان،غلبگی وتعامل مکانی، تمهیدی برای گسترش، انتشار و ورودگفتمان نوپدید به مناسبات قدرت است.