اخلاق‌ناپروایی و برون‌گرایی انگیزشی

نویسندگان
doi
10.22034/ra.2021.116770.2423
چکیده

این پژوهش درصدد پاسخ به این پرسش­ها است که: فرد اخلاق‌ناپروا چه کسی است؟ مهم‌ترین عامل وجود او چیست؟ و وجودش، با کدام یک از درون‌گرایی و برون‌گرایی انگیزشی سازگار است؟ به عبارت دیگر، آیا می‌توان گفت وجود فرد اخلاق‌ناپروا نمونه نقضی برای درون‌گرایی انگیزشی بوده و در نتیجه برون‌گرایی انگیزشی درست است؟ یا اینکه می‌توان درون‌گرای انگیزشی بود و در عین حال وجود فرد اخلاق‌ناپروا را سازگار با آن دانست؟ برای پاسخ به این پرسش‌ها ابتدا مراد از درون‌گرایی و برون‌گرایی انگیزشی و دیدگاه مطلوب بر مبنای آرای محمدحسین طباطبایی، عبدالله جوادی آملی و محمدتقی مصباح یزدی روشن می‌شود. درون‌گرای انگیزشی صرف حکم اخلاقی را برای برانگیختن به انجام‌دادن فعل اخلاقی بسنده می‌داند و برون‌گرای انگیزشی وجود عنصری به نام میل را نیز برای برانگیخته‌شدن لازم می‌داند. در نهایت به این نتیجه می­رسیم که وجود افراد اخلاق­ناپروا دشواره­ای پیش روی پذیرش رویکرد درون­گرایی انگیزشی است و این مثال نقض، فرد را به پذیرش رویکرد برون­گرایی انگیزشی سوق می­دهد. برون­گرای انگیزشی با اشکالات درون­گرا مواجه نیست و از مؤیداتی نیز برخوردار است.