تحلیل فرآیند الگویابی از رفتار شخصیت‌ها در قصه‌های قرآن

نویسندگان
doi
10.22034/ra.2019.89908.2184
چکیده

تحقیق حاضر به الگوگیری و قاعده‌یابی از رفتار شخصیت‌ها در قصه‌های قرآن نظر دارد و مقدمات این فرآیند فکری را به ترازوی تحلیل می‌نهد. انتقال از نمونه جزئی به قاعده کلی، مستلزم پیمودن چهار گام ذیل است: احراز وقوع رفتاری خاص در قصه، احراز شایستگی یا جواز رفتار، احراز قصد قصه‌گو بر الگوشدن رفتار و احراز دامنه عمومیت‌یابی رفتار. در فرآیند برداشت الگوهای عام رفتاری از قصه‌های قرآن، از نقش‌آفرینی دانسته‌ها و مفروضات پیشین مخاطبان گریزی نیست، بلکه چه‌بسا مخاطبِ قصه، خود از قبل می‌داند که رفتار مناسب الگوشدن کدام و رفتار نامناسب کدام است و آنگاه، رفتار مناسب و دارای امتیاز را به الگو تبدیل می‌کند، اما رفتار فاقد امتیاز را به الگو بدل نمی‌کند. افزون بر این، ابهام و تردید در قصد قصه‌گو بر قاعده‌سازی، به مفروضات مخاطبان قصه، مجال نقش‌آفرینی می‌بخشد.