برهان معرفت نفس از فارابی تا صدرای شیرازی
نویسندگان
doi
10.22034/ra.2016.21957چکیده
مسئله معرفت نفس و ملازمه آن با معرفت خداوند، از ابتدای شکلگیری اسلام و اندیشه اسلامی، به تأثر از روایات صحیحه معصومان در میان مسلمانان مطرح شد. در این میان، فیلسوفان مسلمان تحت تأثیر آموزههای اسلام، در تبیین این مسئله بسیار کوشیدند و آن را به عنوان یکی از مسائل حکمت اسلامی مطرح کردند. حکمای مسلمان، این مسئله را از دو منظرِ معرفت حضوری نفس و شناخت حصولی آن محل بحث و کنکاش قرار دادند. در حوزه علم حصولی، آنها کوشیدند برهانی بر ملازمه بین معرفت نفس و معرفت رب عرضه کنند. در این مقاله روند شکلگیری این برهان، که ما آن را «برهان معرفت نفس» مینامیم، از زمان فارابی تا صدرا بررسی میشود. هرچند مشائیان از این برهان نهایتاً اثبات عالَم مفارقات یا محرک غیرمتحرک را نتیجه گرفتند، اما سهروردی نخستین کسی است که صراحتاً توان اثباتی این برهان را اثبات واجبالوجود دانست و بعدها صدرا چهار تقریر از این برهان عرضه کرد.