مدل راهبردی طالبان در روند دولت سازی دوم در افغانستان
نویسندگان
1
2 دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
3 دانشگاه پیام نور
doi
10.48308/piaj.2023.229626.1315چکیده
در این تحقیق، هدف نویسندگان ارائه پاسخی مستدل به این سوال است که مدل راهبردی طالبان در روند دولتسازی دوم در افغانستان مبتنی بر چه مولفه هایی است و این امر چه چالشها و فرصتهایی برای ایران در پی دارد؟ روش تحقیق از نوع کیفی با ماهیت اکتشافی است. جامعه آماری مقاله حاضر نخبگان و پژوهشگران حوزه علوم سیاسی، مطالعات منطقه ای، روابط بینالملل و ژئوپلیتیک است که با استفاده از روش نمونه گیری نظری و هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری با 40 خبره مصاحبه عمیق انجام شد و در بخش کمی، برای سنجش مدل پرسشنامه محقق ساختهای با روش نمونه گیری در دسترس در بین 90 نفر از نمونهها توزیع گردید. دادهها در بخش کیفی با روش کیفی تئوری داده نیاد و نرم افزار MAXQDA10 و در بخش کمی با روش معادلات ساختاری، الگوریتم حداقل مربعات جزیی با نرم افزار SMART PLS تحلیل گردید.یافتهها حاکی از آن است که مدل راهبردی طالبان در دولتسازی دوم افغانستان دارای 11 مولفه و 35 شاخص به شرح ذیل میباشد: شرایط علی (1.حضور نیروهای امریکایی و ناتو 2. شکست روند دولتسازی در افغانستان)؛ شرایط زمینهای (3. تاکید بر تحقق دولت اسلامی 4. تلاش برای تقویت پایگاه اجتماعی و مردمی)؛ شرایط راهبردی (5. تلاش برای تحقق دولت اسلامی اعتدالگرا 6. تلاش برای وحدت قومیتی در افغانستان 7. تلاش برای ائتلاف با قدرتهای منطقه ای)؛ شرایط مداخله گر (8. حمله مجدد ائتلاف بینالمللی به افغانستان 9. تشدید تقابل گرایی طالبان و داعش) و پیامدها (10. فرصتهای ایران 11. چالشهای ایران) است.