بررسی و نقد اندیشه محمد احمد خلف الله پیرامون قصص قرآنی سمبلیک و اسطورهای
نویسندگان
1 گروه آموزش معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
2 استادیار گروه آموزش معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران،
doi
10.48310/qej.2025.17595.1040چکیده
در دورۀ معاصر، مباحث زیادی در موضوع زبان قرآن مطرح گردیده و بعضاً تفسیر نویی از آن ارائه شده است. در باب قصههای قرآن محمد خلفالله یکی از افرادی است که قصص قرآنی را از لحاظ ادبی و هنری مورد توجه قرار داده و به این نتیجه رسیده که بعضی از قصههای قرآنی غیر واقعنما، سمبلیک و اسطورهای هستند. ایشان آیات متعددی را از قصههای قرآن بیان میکند و با آوردن شواهدی از تفاسیر مختلف بر آن است تا قصص را طبق نظر خود تفسیر نماید. در اینجا سعی شده تا با روش توصیفی تفسیری برخی از موضوعات و قصص قرآنی که خلفالله در مورد آن صحبت کرده و ادلهای که در باب ادبی، سمبلیک و اسطورهای بودن آن آمده، مورد بررسی قرار گیرد و به موانع واقعنمایی قصص قرآنی جواب داده شود. ادلهای که ایشان در اثبات نظر خود آورده، صرفاً هنری و با تکیه بر ذوق ادبی و شواهدی از تفاسیر گذشته است که با مبانی کلامی و نگاه جامع به قرآن و اهداف این کتاب وحیانی سازگاری ندارد. لذا در این تحقیق، پس از تحلیل و ارزیابی عقلانی و شواهد تفسیری نظرات محمد خلفالله، ادلۀ وی ناکافی دانسته میشود.