تحلیل «صنعت فرهنگ» در رمان خاطرات اردیبهشت از جعفر مدرس صادقی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهراء(س)، تهران، ایران
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهراء(س)، تهران، ایران
doi
10.22059/jlcr.2020.291095.1351چکیده
هویتهای فرهنگی در جوامع معاصر تحت تأثیر مقولۀ «صنعت فرهنگ» یا «فرهنگ توده»، که از زیرمجموعۀ آرای مکتب فرانکفورت است، به پدیدهای کاملاً مادّی و کاذب تبدیل شده و تحت تأثیر این پدیدة نوظهور، مفهوم فرهنگ کاملاً از اصالت و پویایی خود دور افتاده است. «صنعت فرهنگ»، حاصل خواستههای کاذب و غیرواقعی جوامع است که تودۀ مردم را از فرهنگ اصیل دور میسازد و براساس اهدافی کاملاً برنامهریزیشده، سطح انتظارات مادّی و فکری آنان را دستکاری میکند تا زیر سلطۀ قدرتهای سرمایهداری قرار گیرند و کالاهای فکری و صنعتی آنها را بهعنوان یک نیاز مبرم تلقی کرده و مصرف کنند. امروزه فرهنگ مصرفی غرب، الگوی فکری انسان مدرن شدهاست. انسانِ مصرفی طبق خواستۀ قدرتهای اقتصادی زندگی و فکر میکند و حتی بهخاطر همراهی با این جریان فکری، با ارزشهای اصیل فرهنگی خویش به مقابله برمیخیزد. رمان خاطرات اردیبهشت اثر جعفر مدرس صادقی، از جمله رمانهای نوشتهشده در دهۀ نود شمسی است؛ یعنی برههای از تاریخ معاصر که طبقۀ متوسط شهری، بهشدت درگیر ظواهر مدرینته و مصرفگرایی میشود و بهواسطۀ اهداف برنامهریزیشدۀ صنعت فرهنگ، خاستگاههای فکری اصیل خویش را به دست فراموشی میسپارد. شخصیت اصلی به عنوان نمادی از یک انسان مدرن، کاری جز مصرفگرایی و پیروی از فرهنگ توده ندارد، تا جایی که از بُعد معنوی خود کاملاً دور میافتد. این پژوهش با استفاده از روش توصیفیـ تحلیلی درصدد است مقولۀ «صنعت فرهنگ» و ابعاد آن را در این اثر تحلیل کند. بر اساس پژوهشهای انجامگرفته، به نظر میرسد راوی در جامعهای مدرن زندگی میکند که بنیان مدرنیته در آن، از خاستگاههای فرهنگی و اجتماعی اصیل تهی شده است. وی فردی تنهاست که خلأ روحی خود را با دستآویز قراردادن فرهنگ غرب، مصرفگرایی و روی آوردن به صنعت رسانه پر میکند؛ زیرا جامعه چیزی جز این را در دسترس وی قرارنداده ست. ازاینرو،میتوان او را نمادی از انسان تکساختی مارکوزه دانست و معیارهای ازخودبیگانگی را در این شخصیت، تحلیل کرد.