تأثیر «نظریه آشوب» در تقویت سویههای پسامدرن داستان «همنوایی شبانه ارکستر چوبها»
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان. زاهدان. ایران.
3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان. زاهدان. ایران.
doi
10.22059/jlcr.2020.293574.1376چکیده
داستان همنوایی شبانه ارکستر چوبها اثر رضا قاسمی یکی از شاخصترین داستانهای پسامدرن ادبیات فارسی است. این داستان زندگی گروهی از مهاجران و تبعیدیهای ایرانی ساکن فرانسه را روایت میکند که هنوز هم گرفتار مشکلات ناشی از فرهنگ و اعتقادات اولیه خود هستند. نظریهی آشوب که یکی از نظریههای شناختهشده و پرکاربرد در علوم فیزیک و هواشناسی است در این داستان تجلی پیدا کرده است. ازآنجا که این داستان پسامدرن، حالت فراداستان دارد، نویسنده/راوی بهطور آگاهانه به نظریهی آشوب و بهخصوص ویژگی بال پروانهای آن اشاره میکند. این پژوهـش، پس از معرفی و بیان شاخصترین ویژگیهای نظریهی آشوب، برمبنای این نظریه به خوانش داستان همنوایی شبانه ارکستر چوبها میپردازد و با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی تأثیر نظریهی آشوب در تقویت سویههای پسامدرن این داستان و زندگی و سرنوشت شخصیتها میپردازد و در پی آن است که نشان دهد چگونه تجلی یک نظریهی علمی در داستان، به تقویت سویههای پسامدرن آن میانجامد. نظریهی آشوب در علوم مختلف کاربرد دارد و از رویدادهای غیرخطی و فرآیندهای مبتنی بر عدم قطعیت سخن میگوید. تجلی نظریهی آشوب در این داستان آن را از سایر داستانها متمایز کرده است. بر اساس این نظریه، پدیدهها و رویدادهای پیچیده و آشفته، حاصل علل متعدد هستند و بهطور مداوم بر یکدیگر تأثیر میگذارند. این نوع پدیدهها به شرایط اولیه خود بسیار حساس واجزای مختلف آنها مبتنی بر اثر بال پروانهای، خود همانندی، سازماندهی پویا و جاذبهای غریب است که در مجموع گونهای از نظم در بینظمی یا وضعیتی شبهآشفته را به نمایش میگذارند. نتایج این پژوهش نشان میدهد که نظریهی آشوب با گزارههای آشفتهساز و آشناییزدا، سویههای پسامدرن داستان را برجستهتر کرده و در عین هماهنگی ساخت و محتوا، آشفتگی شخصیتها را توجیه میکند. نظریهی آشوب، زندگی و سرنوشت درهمتنیده و پیچیدهی شخصیتها را به شیوهای پسامدرن تشریح میکند و تأثیر متغیرهای کوچک را در حوادث بزرگ و سرنوشت شخصیتها نشان میدهد.