بلاغت وجهیت در شعر مدحی دربار غزنوی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تهران، ایران.

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تهران، ایران.

doi
10.22059/jlcr.2019.285238.1299
چکیده

ادبیات از زبان ساخته شده است. بنابراین می‌توان در پژوهش‌های ادبی از نظریّه‌های زبان‌شناختی سود جست. از میان این نظریه‌ها، نقشگرایی برای مطالعۀ بلاغت آثار ادبی مناسب‌تر است زیرا نقشگرایان در کنار جمله‌واره‌های منفرد و کلیت متن، به بافت شکل‌گیری متن (اقتضای حال و مقام) نیز توجه ویژه‌ای می‌کنند و این امر زیربنای بلاغت است. به‌تعبیر نقشگرایان، هر پارۀ سخن سه نقش اساسی و هم‌زمان دارد که آنها را فرانقش می‌نامند. یکی از این فرانقش‌ها برقراری رابطۀ دوسویه بین گوینده و مخاطب است. این فرانقش اجزای گوناگونی دارد و یکی از آنها وجهیت است. وجهیت مجموعه‌ای است از قضاوت گوینده نسبت به آنچه می‌گوید و نیز عدم‌قطعیتی که بر جمله‌واره‌ها حمل می‌کند. از سوی دیگر، بخش مهمی از سنّت ادب فارسی، مدیحه‌سرایی است و یکی از مهم‌ترین حامیان مدیحه‌سرایان، دربار غزنوی بوده است. در شعر مدحی، اساسی‌ترین مؤلفه‌های مؤثر بر اقتضای حال و مقام، شخص شاعر، شخص ممدوح و مقام او هستند. در این پژوهش کوشیده‌ایم که تأثیر این مؤلفه‌ها را بر کاربرد وجهیت در اشعار مدحی دربار غزنوی بسنجیم و تا جای ممکن، با بررسی اشعار بازمانده، به قواعدی دست یابیم. همچنین داده‌هایی را که در این قواعد نمی‌گنجند، بنابر شرایط تاریخیِ مؤثر بر سرایش متن، تحلیل کنیم. بدین ترتیب، به‌عنوان نتایج این تحقیق می‌توان گفت که تغییر جایگاه ممدوح در طول زمان (از شاهزادگی به سلطنت) در هر حال منجر به تغییر موضع شاعر بر اساس کاربرد وجهیت می‌شود، به این صورت که ترفیع رتبۀ ممدوح باعث می‌شود شاعر در ستایش او از عناصر وجهی کمتری استفاده کند. در سوی دیگر، تغییر شخص ممدوح یا شاعر عموماً مقدار کاربرد وجهیت را تغییر معناداری نمی‌دهد. ذکر قید «عموماً» به این دلیل است که چنان‌که گفته شد، پدیداریِ بافت خاص موقعیتی که وضعیت ویژه‌ای را حکم‌فرما کند (مثلاً منازعات و تسویه‌حساب‌های سیاسی در راستای کسب و تحکیم قدرت) می‌تواند مستقیماً در میزان کاربرد وجهیت باعث تغییراتی شود.