مطالعه تطبیقی مبانی معرفتشناختی الگوهای فنی و غیر فنی برنامه درسی با تاکید بر آموزش مجازی
نویسندگان
1 استاد، گروه علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه مطالعات تربیتی و برنامهریزی درسی، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 استاد، گروه علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
4 استادیار، گروه علوم تربیتی، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.30473/etl.2025.72553.4286چکیده
رویکرد پژوهش حاضر که با هدف مقایسه مبانی معرفتشناسی الگوهای فنی و غیر فنی برنامه درسی، صورت گرفته است، تطبیقی با راهبرد کیفی بوده است. محقق با استفاده از شیوه توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر چارچوب نظری تحلیل گفتمان انتقادی و تئوری نورمن فرکلاف و با ابزار اسنادی کوشیده است منظومه فکری نظریهپردازان برنامهریزی درسی را با توجه به اوضاع و احوال جامعه آشکار سازد. در طول زمان به دلیل اهمیتی که برنامهریزی درسی در امر تعلیم و تربیت داشته است، رویکردها و گرایشهای مختلفی در این حیطه پدید آمده است، که در مجموع آنها را تحت دو عنوان رویکردهای علمی فنی و رویکرد غیر علمی و غیر فنی مطرح کردهاند. برای پاسخ به سوال پژوهش چهار سوال معرفتشناسانه در راستای انواع الگوهای فنی و غیر فنی برنامه درسی مطرح شد. نتایج نشان داد که معرفت در الگوهای فنی عقلی و در الگوهای غیر فنی نسبی بوده است. الگوهای فنی و نظرات کسانی همچون تایلر و تابا و فاصله آن با نظرات پاینار و آیزنر منعکسکننده شکاف بین دو نظام معرفتشناختی ایدهآلیسم و پراگماتیسم است. از آنجاییکه آموزش مجازی دارای ویژگیهایی چون انعطافپذیری، ایجاد انگیزه، ایجاد استقلال، تعامل با محتوا و تعامل با افراد است؛ لذا با توجه به یافتهها به برنامهریزان نظام درسی و آموزشی پیشنهاد میشود که رویکردها، شیوهها و الگوهای جدیدی را طراحی نمایند که بتوان بر بنیان آن تلفیقی منطقی بین معرفتشناسی با الگوهای مدرن برنامه درسی ایجاد کرد.