بیلی باد ملوان در مرز میان رمانس و رمان: ملویل و تناقض‌‌های فرهنگی، فلسفی، و ادبی

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده زبان‌های خارجی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.22059/jor.2014.84582
چکیده

برای بررسی این تناقضات بر سه زمینه متمرکز خواهیم شد. ابتدا، به ‌برخی از مضامین متناقض موجود در فرهنگ جامعة آمریکا، همچون دموکراسی، می­پردازیم. سپس، تمایل ملویل به ‌بازنمایی‌ این تناقضات را در جایگاه مبهم او در سنت رمانتیک آمریکا ریشه­یابی می­کنیم. ملویل در زمرة رمانتیک­های سیاه آمریکا قرار دارد که با مردود شناختن روح متعالی امرسونی، انسان را موجودی مانوی می­داند که سرنوشت را با ارادة کامل و اختیار بین خیر و شر رقم می­زند. سرانجام، با توجه به این که ملویل در این بستر متناقض رشد یافته، این تناقض را به ریخت ادبی به‌کار رفته برای نگارش داستان بیلی باد ملوان نیز تعمیم خواهیم داد. این داستان به ‌عنوان رمانس شناخته شده است، اما نگاهی موشکافانه به ‌آن نشان می­دهد که متن بیلی باد ملوان چندان به ‌تعریف رمانس پایبند نیست و از ظرفیت فلسفی بسیار بالایی برخوردار است که در ظرف ریخت ادبی رمانس نمی­گنجد. این ویژگی فلسفی، بیلی باد ملوان را به‌ یک رمان کوتاه تبدیل می­کند که درون آدم­ها را می­کاود. پس ملویل با به‏کارگیری یک ریخت ادبی مبهم، ابهام و تناقضی را که در فرهنگ جامعة معاصر خود وجود داشت، به ‌خوبی بازنمایی کرده است. رویکرد مقاله بر سه محور خواهد چرخید: خوانش تاریخی- فرهنگی از بیلی باد ملوان، نظریات موجود در رمانتیسم امرسونی و رمانتیسم سیاه در آمریکا، و سرانجام، نظریات هنری جیمز دربارة رمان.