بررسی مدل علّی خودپنداشت ریاضی و اشتیاق تحصیلی با اضطراب ریاضی با تاکید بر نقش میانجی راهبردهای یادگیری

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روان‌شناسی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.

2 دانشیار، روان‌شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.

3 استاد روان‌شناسی، دانشکده علوم اقتصادی و اجتماعی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران، ایران.

doi
10.30473/etl.2025.71726.4231
چکیده

اضطراب ریاضی، به عنوان یکی از عوامل بازدارنده یادگیری ریاضیات امروزه مورد توجه بسیاری از روان‌شناسان آموزشی و شناختی قرار گرفته است. این مطالعه با هدف بررسی روابط ساختاری بین اضطراب ریاضی، خودپنداشت ریاضی و اشتیاق تحصیلی، با در نظر گرفتن نقش میانجی راهبردهای یادگیری انجام شد. روش تحقیق از نوع همبستگی و مبتنی بر مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه را تمامی دانش‌آموزان دختر و پسر مقطع دوم متوسطه شهر ارومیه تشکیل ‌دادند (23015=N) که براساس نظر لوهلین (2004) و کلاین (2011) نمونه‌ای به حجم 200 نفر از طریق روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسش‌نامه خودپنداره ریاضی صالح صدق پور و همکاران (۱۳۹۶)، مقیاس اشتیاق تحصیلی فردریکز و همکاران (2004)، مقیاس اضطراب ریاضی پلاک و پارکر (1982) و پرسش‌نامه راهبردهای یادگیری داوسون و مکاینری (2004) استفاده شده است. نتایج تحلیل آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین متغیرهای مطالعه‌شده به صورت دو به دو روابط متقابل معناداری وجود دارد و تمامی شاخص‌های برازش مدل تأیید شد. به طوری که ضرایب استاندارد مسیرها نشان داد اثر مستقیم خودپنداشت ریاضی به راهبردهای یادگیری (39/0=β)؛ خودپنداشت ریاضی به اضطراب ریاضی (49/0-=β)؛ اشتیاق تحصیلی به راهبردهای یادگیری (46/0=β)؛ اشتیاق تحصیلی به اضطراب ریاضی (44/0-=β) در سطح معنادار است. همچنین نتایج آزمون بوت استراپ نرم‌افزار AMOS نشان داد که اثرات غیرمستقیم خودپنداشت ریاضی و اشتیاق تحصیلی به اضطراب ریاضی از طریق راهبردهای یادگیری معنادار است. براساس یافته‌های پژوهش حاضر می‌توان نتیجه گرفت که رابطه خودپنداشت ریاضی و اشتیاق تحصیلی با اضطراب ریاضی یک رابطه خطی ساده نیست، بلکه متغیرهای دیگر مانند راهبردهای یادگیری در این رابطه نقش تعدیل‌کننده دارند.