ربخشی رویکرد آموزش ترکیبی در تدریس درس فارسی دوم ابتدایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشته برنامهریزی درسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه هرمزگان، بندرعباس، ایران.
2 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه هرمزگان، بندرعباس، ایران.
3 استاد، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه هرمزگان، بندرعباس، ایران.
doi
10.30473/etl.2025.72346.4271چکیده
مقاله حاضر به ارزیابی اثربخشی رویکرد آموزش ترکیبی بر پیشرفت تحصیلی دانشآموزان پایه دوم ابتدایی در درس فارسی در سال تحصیلی 1402-1403 اختصاص دارد. این مطالعه از نوع شبهآزمایشی با طرح پیشآزمون - پسآزمون با گروه گواه بوده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشآموزان پایه دوم ابتدایی شهرستان ورامین تشکیل دادند. نمونۀ آماری شامل دو کلاس به عنوان گروه آزمایش و گواه بود که به صورت تصادفی انتخاب شدند. گروه آزمایش به مدت یک سال تحصیلی تحت آموزش ترکیبی قرار گرفت، درحالیکه گروه گواه آموزشهای معمول را دریافت نمود. ابزار جمعآوری دادهها، آزمون پیشرفت تحصیلی بود که در دو مرحله پیشآزمون و پسآزمون از هر دو گروه اخذ شد. دادههای جمعآوریشده با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمونهای آماری توصیفی و استنباطی (همبستگی پیرسون، تی مستقل و تحلیل کوواریانس) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که میانگین نمرات پسآزمون در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه افزایش چشمگیری داشته است. همچنین، آزمون تی مستقل تفاوت معناداری را بین میانگین نمرات پسآزمون دو گروه نشان داد. نتایج تحلیل کوواریانس نیز با کنترل اثر پیشآزمون، تأثیر مثبت و معنادار رویکرد آموزش ترکیبی بر پیشرفت تحصیلی دانشآموزان گروه آزمایش را تأیید نمود. یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که رویکرد آموزش ترکیبی میتواند بهعنوان یک روش مؤثر در بهبود یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان پایۀ دوم ابتدایی در درس فارسی استفاده شود. این رویکرد با ترکیب روشهای آموزشی سنتی و نوین، امکان یادگیری فعال و تعاملی را برای دانشآموزان فراهم آورده و به تقویت درک مفاهیم کمک مینماید.