نقش‌های مرده در بلاغت نحوی آثار ادبی فارسی آسیای صغیرو بالکان بر مبنای نظریة هالیدی و تکیه بر گلزار دمساز قریمی، روضة العقول ملطیوی و بلبلستان موستاری

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحدخمینی شهر، دانشگاه آزاد اسلامی، خمینی‌شهر، اصفهان، ایران.

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.22059/jlcr.2020.293133.1370
چکیده

ازنظر هالیدی، سه ساختار اصلی دستور زبان؛ گذرایی، وجهی و مبتدایی است؛ که عوامل محقق شدن فرا نقش‌های «بازنمودی» «بینا فردی» و «متنی» هستند. ازآنجاکه وقایع و اندیشه‌های فردی، توانایی انعکاس در زبان را دارند، نقش زبان در این سه سطح قابل‌بررسی است. به بیان فرمالیست‌ها، «ادبیّت» حاصل گریز از هنجار طبیعی زبان گفتاری است و با جابه‌جا کردن ارکان نحوی، اجزا، فرا نقش می‌شوند. معنا از دید‌گاه هالیدی، نقش در بافت است و با جابه‌جا نمودن نقش‌ها، تغییر می‌یابد. زبان فارسی به‌واسطۀ ادبیات غنی خویش محبوبیت خاصی در سرزمین‌های غیرفارسی‌زبان چون آسیای صغیر، بالکان و هند داشته است به‌طوری‌که به‌عنوان زبان ادبی در مدارس آن‌ها آموزش و آثار فراوانی نیز به این زبان نوشته شد. بدیهی است ادبیّت در نحو زبانی این نویسندگان نیز می‌تواند از جنبه دستور نقش‌گرایی هالیدی، ارزیابی شود. این مقاله به بررسی میزان موفقیت نویسندگان آسیای صغیر و مهارت آن‌ها در برجسته ساختن نقش‌های نحوی یا عدم تبحر آن‌ها و بخشیدن نقش‌های مرده به اجزای نحوی در گلزار دمساز قریمی، روضۀ العقول ملطیوی و بلبلستان موستاری پرداخته است و به دلیل آنکه قریمی، اثرش را مستقل نگاشته و آن را نسخه بدل یا ترجمه اثر دیگری قرار نداده‌، بیشتر موردتوجه بوده است.