تصویرشناسی دیگران در اشعار میرزادۀ عشقی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

doi
10.22059/jlcr.2020.280477.1246
چکیده

تعامل و تفاهم علمی و فرهنگی میان ایرانیان و یونانیان از حدود سال پانصد قبل از میلاد فراهم شد و تا سده‌های چهار و پنج هجری (ده‌ ‌یازده میلادی) ادامه داشت. در این مدت، عناصر فرهنگی و اندیشگانی دو ملت، در ادبیات و فرهنگ یکدیگر نفوذ یافت؛ یونانی‌ها از دانش پزشکی ایرانیان بهره‌ها بردند و ایرانیان هم از فلسفۀ یونان. مطالعه در شخصیت، اقوال و احوال «دیوژن» نشان‌ می‌دهد که او در قلمرو فرهنگ و ادب ایران (و مشرق‌زمین) ناشناخته ‌بوده، غالب حکایت‌ها و روایت‌های مربوط به وی، به نام شخصیت‌های سرشناس دیگر (سقراط، بقراط و افلاطون) یا با عنوان‌های عام، مانند درویش، شیخ، عابد، حکیم، نشر یافته‌است و اسکندر نیز با عنوان کلّی مَلِک و پادشاه آمده‌است. از سده‌های دوازدهم به بعد که حوزه‌های پژوهشی و روابط میان ملت‌ها گسترده‌تر می‌شود، شخصیت «دیوژن/ دیوجانس» برای اهل تحقیق شناخته‌ترمی‌شود. این مقاله به روش تحلیلی، با رویکرد روابط بینامتنی ازچشم‌انداز ادبیات تطبیقی، تأثیر، نفوذ و چرخش این عنصر یونانی را ـ اعم از زندگی، احوال، اقوال و حکایت‌های مربوط به دیوژن یا متأثر از وی ـ که در ادبیات ایران (فارسی و عربی) بازتاب دارد، بررسی می‌نماید و در بخش نتیجه‌گیری، تفاوت‌ها و تغییراتی را بیان می‌کند که در روند بومی‌سازی این انتقال صورت گرفته‌است.