رابطه ساختاری نیازهای بنیادین روان‌شناختی و اشتیاق تحصیلی: نقش واسطه‌ای کمال‌گرایی

نویسندگان

1 دانشیار گروه روان شناسی،دانشگاه پیام نور،تهران،ایران.

doi
10.30473/etl.2024.69944.4125
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطۀ ساختاری بین نیازهای بنیادین روان‌شناختی و اشتیاق تحصیلی با واسطه‌گری کمال‌گرایی تحصیلی انجام گرفت. روش پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش‏آموزان مقطع متوسطه دوم شهرستان شیراز، در سال تحصیلی 1399-1400 با تعداد نمونه 150 نفر بود. ابزار‌های استفاده‌شده در این پژوهش، پرسش‌نامه نیازهای بنیادین روان‌شناختی دسی و ریان (0200)، پرسش‌نامه کمال‌گرایی اهواز، نجاریان و همکاران (1378) و پرسش‌نامه اشتیاق تحصیلی فریدریگز و همکاران (2004) بود. روابط بین سازه‌های مدل پیشنهادی با استفاده از روش مدل‌یابی معادلات ساختاری در نرم‌افزار AMOS ویراست 24 تحلیل شد. شاخص‌های برازندگی الگوی پیشنهادی حاکی از برازش قابل قبولی با داده‌ها بود. نتایج نشان داد نیازهای بنیادین روان‌شناختی بر کمال‌گرایی (01/0=  P، 24/b=) و اشتیاق تحصیلی (01/0=  P، 18/b=)  اثر مستقیم و معنادار دارد. کمال‌گرایی نیز دارای اثر مستقیم و معنادار بر اشتیاق تحصیلی (01/0=  P، 21/b=) است. با توجه با کاهش ضرایب مسیر می‌توان گفت کمال‌گرایی در رابطه بین نیازهای بنیادین روان‌شناختی دانش‌آموزان و اشتیاق تحصیلی نقش واسطه‌ای ایفا می‌نماید. با کشف روابط میان متغیرهای مرتبط با تحصیل می‌توان از ترک تحصیل و شکست تحصیلی جلوگیری کرد و مدل‌های درمانی مناسبی جهت افزایش کیفیت تحصیلی آنان پیشنهاد داد.