تبیین مفهوم آزادی در عرفان و مقایسۀ آن با تعاریف رایج در فلسفۀ غرب

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران.

2 دکتری زبان و ادبیات فارسی، مدرس زبان و ادبیات فارسی، تهران، ایران

doi
10.22059/jlcr.2020.294894.1390
چکیده

آزادی از مهم‌ترین و بحث‌انگیزترین واژگانی است که در تاریخ زندگی بشر وجود داشته‌است. هرچند این امر به باور بسیاری از اندیشمندان، ذاتی بشر است و رهاورد روحیۀ تعقل و اختیار او به شمار می‌آید، اما در عمل کسب و دریافت آن، آرمان دور و دراز آدمی بوده‌است. عرفا به عنوان کسانی که دغدغۀ شناخت و تعالی انسان را داشتند، نسبت به این مقوله بی‌توجه نبوده‌اند. آن‌ها با غور و تعمق در ماهیت تصوف به این نتیجه رسیده‌اند که تصوف راستین، چیزی مگر آزادی و رسیدن به عبودیتی عاشقانه و آزادوار نیست. برداشتی که از گفتار آن‌ها پیرامون آزادی برمی‌آید، این است که این امر منجر به حصول نتایج زیر می‌شود: ۱. ترک آرزو، ۲. رضا و خشنودی، ۳. عبودیت عاشقانه، ۴. بخشندگی، ۵. فراغت از غیر، ۶. خردورزی و ۷. صلح و آشتی. همگی این موارد بر مفهوم آزادگی از بندهای درونی و بیرونی دلالت دارد.