کارکرد دیگرسان عشق در نمایشنامة توراندخت برتولت برشت

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه حکیم سبزواری

2 دانشیارزبان وادبیات فارسی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران

doi
10.22059/jor.2014.52051
چکیده

توراندخت، بر نام شاهدخت یکی از روایت‌های هزار و یک‌روزاست که تا امروز مایة خلاقیت بسیاری از ادبای ایران و نمایشنامه‌نویسان جهان بوده،ولی شناخت آن در ایران مغفول مانده است. برتولت برشت نمایشنامه‌نویس پرکار و نظریه‌پردازنمایشنامة روایی یا غیرارسطویی سدة بیستم توانسته با استفاده از بنمایة روایتتوراندخت، نوآوری‌های شگرفی آفریده و به قول خود غروب خرد و عقلانیت عصرش را بهتصویر بکشد. علی‌رغم پژوهش‌هایی که دربارة نظریة ادبی برشت و آفرینش‌های منظوم ومنثورش انجام یافته، هنوز جستار مستقلی نسبت به شناخت نمایشنامة توراندخت ارایهنشده است. مقالة حاضر با در نظر داشتن این فقر پژوهشی، نخست در بخش مبانی نظری تحقیقبه منشأ تاریخی روایت توراندخت و نوآوری برشت در استفاده از بنمایة عشق و پرسشاشاره داشته آن‌گاه، دیگر آثاری را که دربارة توراندخت انجام یافته، معرفی کرده ودر پایان با توصیف نمایشنامة توراندخت روی به تحلیل ویژگی‌های این نمایشنامه ونوآوری‌های آن آورده است.