پهنه بندی مکانی کیفیت زندگی محلات شهری با استفاده از مدل FANP (مطالعه موردی: مناطق شهری 3، 4، 5 و 6 مشهد)
نویسندگان
1 دانشجوی سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی ،، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران
2 استادیار گروه سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران
3 استادیار گروه سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران
doi
10.22067/jgusd.2022.74461.1152چکیده
مطالعات کیفیت زندگی به منظور شناسایی نقاط ضعف مناطق محروم، بالا بردن میزان رضایتمندی در بین شهروندان، رتبهبندی مکانها و نقش آن به عنوان ابزاری کارآمد در مدیریت و برنامهریزی شهری است. هدف این مطالعه ایجاد مدلی فازی شامل معیار های موثر برای ارزیابی کیفیت زندگی محلات شهری در مناطق 3، 4، 5 و 6 شهر مشهد میباشد. در این راستا ابتدا معیار های موثر در کیفیت زندگی که از دادههای سنجش از دوری، آماری و دادههای مکانی به دست آمده بود در 5 قلمرو؛ اقتصادی (نرخ اشتغال، بیکاری، مالکیت مسکن و اجاره نشینی)، اجتماعی (نرخ باسوادی و بیسوادی، طلاق و مهاجرت)، کالبدی (نوع مصالح و نوع اسکلت مساکن، شیب و تراکم جمعیت)، دسترسی به خدمات(مراکز آموزشی، درمانی، فرهنگی، تفریحی و شبکه ارتباطی) و زیست محیطی (سبزینگی، آلودگی هوا و دمای سطح زمین) استخراج و سپس با استفاده از فرایند تحلیل شبکه وزندهی گردید. سپس برای مدلسازی مکانی کیفیت زندگی معیارهای انتخاب شده با استفاده از مدل فازی گاما تلفیق شدند. نتایج به دست آمده حاکی از این است که کیفیت زندگی در محلات مرکزی محدوده مورد مطالعه از کیفیت زندگی مطلوبتری برخوردار هستند اما با دور شدن از نواحی مرکزی به سمت حاشیههای محدوده مورد مطالعه به تدریج از کیفیت زندگی کاسته میشود. بنابراین برای ارتقاء شاخص کیفیت زندگی شهروندان محلاتی که وضعیت مناسبی از نظر کیفیت زندگی ندارند، لازم است تغییراتی در جهت بهبود ابعاد اقتصادی، اجتماعی، کالبدی، عدالت فضایی و محیط زیستی، صورت گیرد. در ادامه بررسی شاخص خودهمبستگی مکانی موران (57/0) بر عدم تصادفی بودن نحوه توزیع ویژگی کیفیت زندگی شهری و وجود الگوی خوشهای در محدوده مورد مطالعه تأکید دارد.