تحلیل تصعید و تلطیف تمایلات روانی پنج‌گانه در غزلیات سعدی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22059/jlcr.2020.291931.1358
چکیده

نقد روانکاوی، رویکرد مهمی در عرصۀ شناخت بهتر و عمیق‌تر آثار ادبی است. در این رویکرد، مباحثی مانند ضمیر «خودآگاه»، «نیمه‌خودآگاه» و «ناخودآگاه» اهمیت بسیاری دارد؛ زیرا آثار ادبی یکی از تجلی‌گاه‌های مهم ضمیر ناخودآگاه است که دربردارندۀ کام‌ها و آرزوهای سرکوب‌شده‌ای است که به مرور زمان به سوی این ضمیر راه یافته، در آن جای‌گیر شده‌است. هنرمند و در اینجا شاعر، تمایلات وازدۀ خود را والایش می‌کند و با استفاده از ترفندهای هنری و آرایه‌های ادبی به نحوی آن‌ها را در آثار خود منعکس می‌سازد که خوانندۀ آن آثار به التذاذ ادبی دست می‌یابد و درست به همین سبب، همۀ آثار هنری، به‌ویژه آثار ادبی بستر بسیار مناسبی برای نقد روانکاوانه‌ هستند. در این پژوهش تحلیلی‌ـ توصیفی، ضمن ارائۀ توصیف مختصری از مقوله‌های روانکاوی پنج‌گانه، یعنی «خودآزاری»، «دگرآزاری»، «دیده‌بانی»، «عشق به هم‌جنس» و «بت‌وارگی»، بازتاب‌های پیدا و پنهان آن‌ها را در غزلیات سعدی استخراج کرده، به طبقه‌بندی آن‌ها پرداخته و به این نتیجه رسیده‌ایم که سعدی اولاً این مقوله‌ها را با بسامد نسبتاً بالایی در غزلیات خود بازتاب داده‌است، ثانیاً با استفاده از هنر شاعری و ترفندهای بلاغی، آن‌ها را به بهترین شکل ممکن، تصعید، تلطیف و بیان کرده‌است، تا آنجا که می‌توان «والایش» را یکی از عوامل مهم التذاذ ادبی از شعر سعدی دانست.