بررسی تأثیر قلمروپایی در مسکن بر انگیزه بروز رفتار پایدار بر اساس تئوری ارزش فضایی (مورد مطالعه: مجتمعهای مسکونی شهر شیراز)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری ، گروه معماری، واحد خلخال، دانشگاه آزاد اسلامی، خلخال، ایران
2 دانشیار معماری، گروه معماری ،دانشکده فنی و مهندسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
3 دانشیار معماری، گروه معماری و پایداری شهری، دانشگاه واشنگتن دی سی ،واشنگتن، آمریکا
4 دانشیار معماری، گروه معماری ، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران
doi
10.22067/jgusd.2022.73672.1136چکیده
رفتار انسانی نقشی عمده در پیدایش و تداوم انواع مشکلات محیطی دارد. مدلهای پیشنهادی برای اصلاح الگوهای رفتاری بر مولفهای به نام انگیزه تاکید دارند که زمینه اولیه برای اتخاذ تصمیمات پایدار افراد میباشد. با توجه به اهمیت مسکن در توسعه پایدار، الگوهای جدید سکونت در مساکن جمعی و تاکید طراحان بر حریم خصوصی و خلوت در چیدمانهای فضایی، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر قلمروپایی در مسکن بر تقویت انگیزههای رفتاری در تحقق پایداری انجام شده است. برای این منظور، نخست الگوهای چیدمان و انتظام فضای داخلی مسکن به لحاظ نحوی بررسی شده و سپس با توزیع 384 پرسشنامه فرضیه تحقیق مورد آزمون قرار گرفت. مشاهدات نشان داد مسکن معاصر دارای دو الگوی مرکزی و محوری است که ارزش فضایی قلمروهای عمومی، نیمهعمومی و خصوصی در هر یک از آنها دارای ویژگیهای نحوی متفاوتی است. در الگوی مرکزی عرصههای عمومی دارای یکپارچگی، دید، نفوذپذیری و استفادهپذیری بالاتری هستند؛ در حالی که در الگوهای محوری تفکیکهای فضایی بیشتر و عرصههای خصوصی استفادهپذیری بالاتری دارند. علاوه بر تحلیلهای نحوی، آزمون تحلیل واریانس نیز تفاوت رفتار قلمروپایی میان ساکنان دو الگوی نام برده را تایید کرد. نتایج با تایید رابطه مثبت میان چیدمان فضایی، قلمروپایی و انگیزه رفتارهای پایدار، نشان داد طراحی مرکزگرا و تقویت محرکهای فضایی برای استفاده از فضاهای جمعی، میتواند به میزان 28 درصد پیشبینیکننده رفتارهای پایدار باشد. در حالی که داشتن قصد و نیت رفتاری در زمینه پایداری 29 درصد پیشبینیکننده انگیزه است، قلمروپایی و چیدمان فضایی با 28 درصد پیشبینیکنندگی فاکتور مهم و قابل کنترلی خواهد بود.