تجربه ی زیسته ی مادران مطلقه از حضانت فرزندان با تأکید بر چالش ازدواج مجدد
نویسندگان
1 استادیار گروه مطالعات زنان دانشگاه علامه طباطبائی، تهران ،ایران
2 کارشناس ارشد مطالعات زنان دانشگاه علامه طباطبائی،تهران،ایران
3 دانشیار گروه مطالعات زنان دانشگاه علامه طباطبائی، تهران ،ایران
doi
10.22095/jwss.2023.367774.3107چکیده
با عنایت به ماده 1170 قانون مدنی، زنی که مطلقه شده و دارای فرزندانی از همسر اول خود است در صورت ازدواج مجدد، حضانت او از فرزندانش سلب میشود. بنابراین، با وقوع رویداد طلاق در بین خانوادهها، مسئله مهمی که همسران با آن روبهرو میشوند، مسئله حضانت فرزندانشان است. از این رو، مطالعه فهم تجربه زنان در دو موقعیت «مادری» و یا «ازدواج مجدد» و نیز چالشهای مواجهه با آن، از اهمیت بسزایی برخوردار است. در این مطالعه کیفی با استفاده از نمونهگیری هدفمند از 18 زن مطلقه شهر تهران که حضانت فرزندان خود را بر عهده گرفتهاند، مصاحبه نیمهساختیافته انجام شد و نتایج نیز با بهرهگیری از تحلیل مضمون بهدست آمد. یافتههای حاصل، تجارب مادران مطلقه را در قالب سه سنخ از مواجهه با حضانت فرزند سنخبندی کرده که به نوبه خود با چالشهایی همراه است: سنخ نخست، پذیرش حضانت فرزند با تأکید بر نقش مادری همراه با چالشهایی از قبیل اظهار پشیمانی از پذیرش حضانت، باز اندیشی در حضانت فرزند و فراموش شدن نقش زنانگی؛ سنخ دوم: پذیرش حضانت همراه با نقش اجتماعی با چالشهایی چون هراس از افشای مطلقه بودن، جدال طاقت فرسا در محیط مردانه و چالش نیاز عاطفی و زیستی؛ سنخ سوم: پذیرش حضانت و حفظ نقش همسری با چالش احساس خرسندی از نقش مادری و همسری . در نهایت آنچه مسلم است زنان مطلقه که سرپرستی فرزندان خویش را نیز بر عهده دارند با چالشهای فراوانی روبهرو میباشند که ضروری است که با توجه به وضعیت خاص هر خانواده، تصمیم مقتضی در این خصوص توسط دادگاه خانواده اتخاذ گردد.