درمان ناباروری با استفاده از سلول‌های بنیادی زنان؛ پردازش فقهی

نویسندگان

1 استادیار گروه معارف اسلامی، دانشگاه علوم پزشکی ایران، تهران، ایران

2 دانش آموخته سطح 4 حوزه علمیه قم و پژوهشگر مرکز فقهی ائمه اطهار (ع)قم، ایران

doi
10.22095/jwss.2023.354025.3045
چکیده

امروزه با گسترش دانش و فن آوری‌های نوین پزشکی، چالش‌های بسیاری فراروی فقه قرار گرفته است. یکی از این نوع مسائل که برای درمان ناباروری به کار می‌رود، استفاده از سلول‌های بنیادی بافت تخمدانی برای استحصال تخمک ژنتیکی از زنان نازا و در سنین باروری است. سلول‌های بنیادی، سلول-های اولیه و مادر تمام سلول‌ها هستند که توانایی تبدیل شدن به تمام سلولهای بدن را دارند، و می‌توانند در ترمیم بافت‌های مختلف بدن و جایگزین شدن با سلول‌های آسیب دیده موثر باشند. با کشت سلول‌های بنیادی که در یک بافت تخمدانی وجود دارد، می‌توان به تخمک بالغ رسید و با استفاده از تکنیک IVF در بخش بالینی می‌توان برای درمان ناباروری به افرادی که ذخیره تخمک آن‌ها پایین آمده، کمک نمود. در این پژوهش، از منظر فقهی و با روش تحلیلى و اجتهادی به نقد و بررسی دلائل شرعی استفاده از سلول‌های بنیادی در درمان ناباروری زنان خواهیم پرداخت. پژوهش حاضر نشان می‌دهد با توجه به ناتمام بودن ادله‌ای که بر حرمت استفاده از سلول‌های بنیادی اقامه شده، می‌توان با وجود برخی شرایط، به جواز این عمل، حکم نمود و حتی این روش، نسبت به برخی روش‌های دیگر درمانی همانند اهدای گامت و جنین از اجنبی، که از نظر نسب و فروعات آن، مورد تأمل و چالش است، از اولویت بیشتری برخوردار خواهد بود.