گونه شناسی تجربه زیسته زنان حاشیه نشین از امنیت
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعهشناسی- مسائل اجتماعی ایران، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 '- استاد تمام گروه علوم اجتماعی. دانشگاه پیام نور،تهران، ایران
3 دانشیار گروه علوم اجتماعی. دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
4 استادیار گروه علوم اجتماعی. دانشگاه پیام نور، تهران،ایران
doi
10.22095/jwss.2023.387996.3193چکیده
دامنهی وسیع بحرانها و آسیبهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی محله «مرتضی گرد» اهمیت مطالعه پدیدهی امنیت زنان و بازنمایی تجربههای ناامنی آنها را ضروری میسازد. واکاوی روایتهای زنان حاشیهنشین مرتضی گرد از مسئله امنیت و عوامل تمایزدهنده تجربه زیسته آنها و نمودهای متفاوت از مقوله ناامنی در بین زنان حاشیهنشین موضوع این مطالعه بوده است. این پژوهش با رویکرد امیک و در پارادایم تفسیرگرایی به دنبال شناخت جهان اجتماعی کنشگران و چگونگی برساخت آنها از مسئله امنیت و پدیدارشناسی ناامنی است؛ بدان معنا که درک، تفسیر و بازنمایی پدیده امنیت ازنقطهنظر سوژهها و افراد درگیر در این رخداد موردمطالعه قرارگرفته است. نمونهگیری پژوهش حاضر، بر اساس نمونهگیری هدفمند بوده و محقق با 29 نفر از زنان 16 تا 65 سال دارای تجربه زیسته حاشیهنشینی را مورد مصاحبههای عمیق و نیمه ساختاریافته قرار داده است. در این مطالعه تلاش شد تا سوژهها با حداکثر تنوع در ویژگیهای جمعیتی چون سن، جنس، وضعیت اشتغال، تحصیلات، وضعیت تأهل و فرزندان در تجربه پدیده انتخاب شوند. تحلیل دادههای کیفی با روش تماتیک انجامشده است. یافته حاکی از وجود سنخهای متنوعی از ناامنی شامل: ناامنی در حوزههای اجتماعی، جنسی، جانی، خانوادگی، انتظامی، اقتصادی، غذایی، روانی، حیثیتی، شهری، محیطی –بهداشتی، سلامتی و درمان، تعاملات و ارتباطات و در نهایت احساس ناامنی نسبت به آینده است. تجربه حس بیقدرتی و عدم عاملیت، مقوله هستهای است که با مفهوم عدم توانایی برای هرگونه تغییر جهت بهبود یا اصلاح یا حتی کنترل بر زوایای مختلف زیست یک زن در این منطقه، گرهخورده است.