مقایسه‌ی اجزای سرمایه‌ی فکری در دانشگاه

نویسندگان

1 دکتری تخصصی، مدیریت آموزشی، مرکز تحقیقات مدیریت و اقتصاد سلامت، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران

2 استادیار،مدیریت آموزش عالی،دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

3 دانشیار، مدیریت و برنامه ریزی آموزشی، مرکز تحقیقات مدیریت و اقتصاد سلامت،دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران

doi
چکیده

مقدمه: در دو دهه‌ی اخیر، آموزش عالی به عنوان یکی از مهم‌ترین عناصر تشکیل دهنده‌ی جوامع پیشرفته نقش بسیار حیاتی در رشد و توسعه‌ی علوم، فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات شبکه‌ی اینترنت ایفا نموده‌است. در آستانه‌ی قرن 21 که جهان به سمت محوری شدن دانش پیش می‌رود و نیاز متخصصان و مدیران آشنا به علوم پیشرفته بیش از پیش احساس می‌شود، آموزش عالی نیز مسؤولیت سنگینی را در قبال اجتماع و جامعه‌ی جهانی بر دوش خود احساس می‌کند. این مقاله در صدد شناسایی اجزای سرمایه‌ی فکری در نظام آموزش عالی دولتی پزشکی و غیر پزشکی استان اصفهان بوده است. روش بررسی: نوع پژوهش تحلیلی و جامعه‌ی آماری شامل کلیه‌ی اعضای هیأت علمی دانشگاه‌های اصفهان، صنعتی، کاشان، علوم پزشکی اصفهان و علوم پزشکی کاشان (1830 نفر) بود که با روش نمونه‌گیری طبقه‌ای تصادفی 480 نفر از آنان در سال 1390 انتخاب شدند. ابزار تحقیق شامل پرسش‌نامه‌ی استاندارد بر اساس مطالعه‌ی Torres بود که روایی آن با استفاده از روایی محتوایی و صوری و پایایی آن با استفاده از محاسبه‌ی ضریب Cronbach's alpha (97/0 = r) تأییدگردید. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار 18SPSS و در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی صورت گرفت. یافته‌ها: سرمایه‌ی فکری و اجزای آن که شامل سرمایه‌ی انسانی، سرمایه‌ی ساختاری و سرمایه‌ی رابطه‌ای می‌باشد، در دانشگاه‌های دولتی استان،کمتر از سطح متوسط بود و رابطه‌ی بین سرمایه‌ی انسانی، سرمایه‌ی ساختاری و سرمایه‌ی رابطه‌ای مثبت و معنی‌دار بوده است. از طرفی، بین میانگین اجزای سرمایه‌ی فکری در دانشگاه‌ها بر حسب محل و سابقه‌ی خدمت، تفاوت معنی‌داری مشاهده شد، به طوری که سرمایه‌ی ساختاری در دانشگاه اصفهان بیش از سایر دانشگاه‌های دولتی استان و نیز این سرمایه در اعضای هیأت علمی با سابقه‌ی کار 1 تا 10 سال بیش از 11 تا 20 سال بود. و از سوی دیگر، سرمایه‌ی انسانی و سرمایه‌ی رابطه‌ای در اعضای هیأت علمی با سابقه‌ی کار 21 سال به بالا بیش از 11 تا 20 سال بود؛ اما تفاوت بر حسب سایر مشخصات دموگرافیک معنی‌دار نبوده است. نتیجه‌گیری: دانشگاه‌ها با به کارگیری چارچوپ سرمایه‌ی فکری به عنوان یک ابزار اکتشافی، قادر به حل مشکلات جدید مدیریتی، اشاعه‌ی منابع نامشهود و نیز ارتباط با ذی‌نفعان و جامعه خواهند شد.