جایگاه ایران و غرب در تاریخنگاری سیدجواد طباطبائی و درونمایۀ سیاسی آن

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد سمنان، دانشگاه آزاد اسلامی، سمنان، ایران.

doi
10.30465/os.2022.42811.1855
چکیده

مسئلۀ این نوشتار این است که کلیت فرآوردۀ پژوهشی طباطبائی (در دو حوزۀ ایران و غرب) چه دلالتِ سیاسی برای اکنون ایران­ زمین دارد و پاسخ ­دهی بدان نیز بر پایۀ این پیش­فرض است: تاریخ­نگاری طباطبائی در پرتوی یک منظومۀ فکری قرار می­گیرد که با شناسایی آن می­ توان به دریافت ژرف ­تری از قصد وی در تاریخ­نگاری دست­ یافت که دارای دلالت­ هایی برای اکنون ایران­ زمین باشد. این کار از رهگذر خوانش میان­ سطریِ اشتراوسی انجام­ و چارچوب نظری نیز پرابلماتیک در معنای آلتوسری آن است. به­ طور دقیق طباطبائی در پیِ ارتقاء حوزۀ شناخت ایران، به یک برنامۀ پژوهشیِ زاینده یا پرابلماتیک است؛ به­ گونه­ ای که فراتر از برداشتِ ایدئولوژی­های خاص باشد و بتوان آن را در حوزه ­های مختلف به­ کاربست.پرسش اصلی این است که این پرابلماتیک چه دلالت سیاسی دارد؟ وی از مشروطه با عنوان یک نوزائی دوم ناکام یاد می­ کند و می­ کوشد از رهگذر تاریخ­نگاری در دو حوزۀ ایران و غرب، از این ناکامی مانع ­زدائی کند. نظم آرمانی هم­ ارز با آن نیز ناگزیر نمی ­تواند با مؤلفه­ های دولت مدرن ناهم­خوان باشد، با این وجود وی هم زمان هم بر تبار ویژۀ اروپائی این مؤلفه­ ها و هم بر ضرورت سازگاری «نهادسازی و تدوین اصل­ های حقوقی در ساحت حکمرانی» با «هویت تاریخی-فرهنگی» تأکید می کند.