صلح‌آموزی با اتکاء به مبانی فلسفی عرفان اسلامی: دلالت ها برای مدیران آموزشی

نویسندگان

1 مربی- آموزش و پرورش فارس

2 2- دانشیاربخش مبانی تعلیم و تربیت، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی دانشگاه شیراز – ایران.

doi
چکیده

    هدف از این پژوهش دست یافتن به مفروضه­های بنیادین عرفان اسلامی و دلالت­های این مفروضه­ها برای آموزش صلح است. زیرا صلح، از جمله مهم­ترین ضرورت­ها و نیازهای جهان امروز تلقی می­شود. بنابه نظر بسیاری از صاحب­نظران و اندیشمندان تربیتی، آن را بایستی جزء مهم­ترین اهداف تربیتی و آموزشی بشمار آورد. به­نظر می­آید صلح­آموزی از منظر عرفان اسلامی می­تواند به عنوان رویکردی نوین در مدیریت آموزشی مطرح شود. با این وصف، اهمیت این موضوع برای جوامع مسلمان دو چندان است زیرا به دلایل گوناگون، صلح در این­گونه جوامع در معرض خطر قرار دارد. از جمله مهم­ترین دلایل این امر می­توان به نوع قرائت­های اسلامی رایج در این­گونه جوامع اشاره کرد. بنابراین، دغدغه و مسئله اصلی پژوهشگران در رابطه با صلح و آموزش آن، نوع نگاه قرائت­های گوناگون اسلامی است. این مطالعه پژوهشی کیفی است که به روش تحلیلی –  استنتاجی در ابتدا به استخراج و توصیف مفروضه­های بنیـادین عرفان اسلامی پرداختـه سپس به استنتاج دلالت­های تربیتی این مفروضه­ها برای آموزش صلح و کاربرد آن برای مدیران آموزشی کوشیده است. جامعه مورد بررسی در این پژوهش منابع، مقاله ها و کتاب های عرفانی است. پژوهشگران به عنوان ابزار پژوهش به بررسی اسناد، برای رسیدن به هدف یاد شده تلاش کرده­اند. نمونه­گیری پژوهش هدفمند بوده و زمانی­که پژوهشگران دریافته­اند به مقصود (نقطه اشباع) رسیده­اند، مطالعه را متوقف کرده­اند. نتایج پژوهش، گواه بر این است که اصل وحدت، اصل ظاهر و باطن، عشق و زیبایی، فطرت، تزکیه و تهذیب و دلالت­های آن­ها، شرایط و بستر تربیتی مناسبی برای کم کردن دشمنی و دگرگون­سازی مفهوم دشمن فراهم کرده و در نتیجه، تحقق صلح‌آموزی را در نظام آموزش و پرورش بویژه تربیت دینی، امکان­پذیر می­سازد. از سوی دیگر، رویکرد یاد شده می­تواند مورد پژوهش در حیطه مباحث مدیریت آموزشی و برنامه­ریزی درسی باشد.