بازخوانی انتقادی سیاستگذاری هستهای جمهوری اسلامی ایران؛ تبیینی از منظر مدل تفکر راهبردی
نویسندگان
1 گروه علوم سیاسی، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
2 گروه علوم سیاسی، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
doi
10.22059/jcountst.2025.402181.1357چکیده
بیتردید پروندة هستهای ایران مهمترین حوزة سیاستگذاری خارجی در دورة زیست جمهوری اسلامی ایران بوده است؛ تطویل زمانی بیش از دو دههای و به گروگانگیری حوزههای دیگر سیاستگذاری ازجمله دفاعی-امنیتی، اقتصادی و اجتماعی دلیل این اهمیت است. در این پژوهش، با هدف تبیین آسیبهای سیاستگذاری هستهای جمهوری اسلامی ایران، به بازخوانی انتقادی چهار دورة کلیدی پرداختهایم. پرسش محوری مقاله این است که خوانش انتقادی از سیاستگذاری هستهای ایران از منظر تفکر راهبردی چه دلالتهایی دارد؟ پژوهش با استفاده از تحلیل تاریخی-انتقادی کیفی و دادههایی شامل سخنرانیها، مصاحبههای مقامها و پیشینه انجام شده است. این مقاله با اتکا به دو عنصر اصلی تفکر راهبردی در قالب بحث نظری که ترکیبی از «عقلانیت راهبردی» و «سازگاری پویا» است بر این ادعاست که مسئلة اصلی در سیاستگذاری هستهای ایران نه فقدان کامل عقلانیت راهبردی یا سازگاری پویا، بلکه نقص همزمان این دو مؤلفه و ناتوانی در ایجاد تعامل پایدار بین آنهاست. یافتهها نشان میدهد که این ناتوانی در ایجاد تعامل پایدار در دو سطح خود را بازنمایانده است: در سطح شناختی، سیاستها بیشازحد متکی بر شهود و ایدئولوژی بوده؛ و در سطح عملیاتی فاقد سازوکارهای یادگیری نهادی باقی مانده است؛ امری که به تکرار خطاها و ناپایداری دستاوردها میانجامد. در پایان راهکارهایی برای برونرفت از چرخة بازتولید بحران مطرح شده است.