تأثیر ارزش افزودة شرکت‌های چندملیتی آمریکایی در کشورهای اروپایی بر فعالیت‌های اقلیمی بااستفاده‌از تخمین‌گر دریسکول و کرای

نویسندگان

1 گروه روش‌های کمّی، دانشکدة علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه اردهان، اردهان، ترکیه.

2 گروه حسابداری و دارایی، دانشکدة علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه اردهان، اردهان، ترکیه.

3 گروه روش‌های کمّی، دانشکدة علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه اردهان، اردهان، ترکیه.

doi
10.22059/jcountst.2025.403133.1371
چکیده

در این پژوهش تأثیر شرکت‌های چندملیتی آمریکایی (MNCs) بر اقدام‌های اقلیمی کشورهای اروپایی، با تمرکز بر 13SDG (هدف سیزدهم توسعة پایدار) بررسی شده  است. در این تحلیل از داده‌های تابلویی از 2009 تا 2021م استفاده شده است تا دریابیم آیا ارزش افزودة ایجادشده در این شرکت‌ها بر عملکرد اقلیمی کشورهای میزبان تأثیر می‌گذارد. نتایج تجربی مؤید رابطة منفی معناداری بین ارزش افزودة شرکت‌های چندملیتی و رتبة 13SDG در کشورهای میزبان است. این یافته‌ها همسو با فرضیة پناهگاه آلودگی است و نشان می‌دهد شرکت‌های چندملیتی ممکن است عملیات‌های آلوده‌کننده را به کشورها منتقل کنند؛ در نتیجه خطرهای محیط‌زیستی را افزایش می‌دهند. در مقابل، با استناد به فرضیة هالة آلودگی، شرکت‌های چندملیتی می‌توانند فناوری‌های سبز و بهترین شیوه‌ها را به کشورهای میزبان منتقل کنند و به‌طور بالقوه جنبه‌های محیط‌زیستی را بهتر کنند. بااین‌حال، این تأثیر در این مطالعه دیده نشده است. به‌طور کلی، این پژوهش در جهت تقویت متون اندک دربارة ارزیابی کمّی تأثیر سطح کلان شرکت‌های چندملیتی بر توسعة پایدار و اقدام‌های اقلیتی انجام شده است و تنش بین مشارکت‌های اقتصادی و مسئولیت‌های محیط‌زیستی را برجسته می‌کند.