پیش‌بینی رویکردهای یادگیری براساس هیجانات پیشرفت و باورهای خودکارآمدی تحصیلی دانش‌آموزان متوسطه دوم

نویسندگان

1 استادیار گروه روان‌شناسی دانشگاه پیام نور

2 استاد، روان‌شناسی تربیتی، دانشگاه پیام‌نور

doi
10.30473/etl.2019.44169.2879
چکیده

هدف پژوهش حاضر پیش‌بینی رویکردهای یادگیری براساس هیجانات پیشرفت و باورهای خودکارآمدی تحصیلی دانش‌آموزان متوسطه دوم شهر مهاباد است. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری کلیه دانش‌آموزن مقطع متوسطه دوم بودند که به کمک نمونه‌گیری خوشه‎ای چندمرحله‏ای 372 نفر انتخاب‌ شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از پرسش‌نامه هیجانات مثبت و منفی تحصیلی پکران، گوتز، تیتز و پری (2002)، پرسش‌نامه خودکارآمدی تحصیلی جینکز و مورگان (1999)، پرسش‌نامه رویکردهای مطالعه تیت و ایتویستل (1998). داده‌ها به کمک ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیری تحلیل شد. نتایج نشان داد که هیجانات مثبت شامل لذت، امیدواری و غرور با رویکرد و انگیزش عمیق رابطه مثبت معنادار (P≤0.05 و P≤0.01) و با رویکرد و انگیزش سطحی، رابطه منفی معنادار وجود دارد (P≤0.05 و P≤0.01). رابطه هیجان غرور با انگیزش سطحی معنادار نیست. هیجان‌های منفی (خشم، اضطراب، شرم، ناامیدی و خستگی) با رویکرد عمیق رابطه منفی معنادار (01/0) دارند . رابطه این متغیرها با رویکرد و انگیزش سطحی مثبت (01/0) است. رابطه شرم با انگیزش عمیق معنادار نیست؛ خشم نیز با رویکرد سطحی رابطه معناداری ندارد. رابطه هر چهار خرده مقیاس باورهای خودکارآمدی تحصیلی با رویکرد و انگیزش عمیق مثبت (01/0) و با رویکرد و انگیزش سطحی منفی (01/0) است. هیجانات پیشرفت 4/13 درصد واریانس رویکردهای یادگیری را پیش‌بینی می‌کند. باورهای خودکارآمدی۳۳/۱درصد واریانس رویکردهای یادگیری را پیش‌بینی می‌کند.