تقارن پسابرگزیت-کووید بر اقتصاد بریتانیا از منظر سازهانگاری نوکارکردگرایانه
نویسندگان
1 گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، دانشکدة علوم اقتصاد و سیاسی، شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 گروه روابط بین الملل، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.
3 گروه روابط بین الملل، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.
4 گروه روابط بین الملل، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.
5 گروه کسبوکار، دانشگاه تجارت کپنهاگ، دانمارک.
doi
10.22059/jcountst.2025.403908.1385چکیده
در آستانة سال ۲۰۲۱م، اقتصاد بریتانیا تحت تأثیر منفی قرنطینة اجباری و اعمال محدودیتهای ملی، بهدلیل همهگیری پسابرگزیت قرارگرفت. تقارن همهگیری کووید-۱۹ و برگزیت برایند تحولی عمیق و اساسی در چشمانداز اقتصادی این کشور است که به تغییر پارادایمی چشمگیری انجامید؛ مسخ و تحولی که نیازمند بررسیهای جامع و دقیق است. بر اساس نظریة سازهانگاری نوکارکردگرایانه، در این تحلیل به تعامل میان شیوع سویههای کووید و پیامدهای اقتصادی برگزیت پرداختهایم، چراکه هر دو سناریو تداوم و تحول در پویاییهای ساختاری اقتصاد بریتانیا را موجب شدند. برای درک تأثیرات این بحرانها بر اقتصاد کشور، ضروری است به عوامل علّی این بحرانها و اقدامهای درمانی انجامشده برای برونرفت از این معضل توجه کنیم، ازجمله سیاستها و اقدامهای پیشگیرانه و مؤثر در مدیریت سلامت عمومی و نتایج اقتصادی. پیشینة پژوهشها دربارة این عوامل نشان میدهد که ماهیت اصلی این بحرانها چگونه بهوضوح بر ثبات و تابآوری اقتصادی تأثیرگذار بوده است. در این مقاله، هدف مبرهن آن است که نقش چالشهای همزمان ناشی از اختلالهای پساپاندمی را در بهوجودآمدن فضایی چالشبرانگیز برای سیاستگذاران و فشارهای ناشی از آن را برای تطابق با شرایط متحول روزافزون بررسی کنیم. از دیدگاه سازهانگاری نوکارکردگرایانه، مسئلة مورد مطالعه در قالب سازههای اجتماعی و معانی مشترک آنها تعریف شده است. در این راستا، بحران پسابرگزیت و کووید-19 رویدادهای عاملی تجربهساز، مسخکنندة ساختارهای اجتماعی و معانی مشترک مرتبط با هویت ملی، سیاستگذاری اقتصادی و روابط بینالمللی لحاظ شد و آثار این بحرانها بر معانی و ساختارهای اجتماعی و اینکه چگونه این تغییرات، پویاییهای اقتصادی و سیاستگذاری را متبلور و تبیین کرده است، هدف تحقیق حاضر و ادراک این روابط در قالب سازههای اجتماعی مشترک است. بر پایة نظریة سازهانگاری نوکارکردگرایانه بهمنزلة سنگبنای نظریة حاضر، تحت لوای این فرضیه که سیاستورزی مبتنیبر راهبرد حل مسئله راهکاری مؤثر برای خروج از این آشوب پرطمطراق لحاظ شده و ایجاد فرصتهای نوین، بهویژه در کاهش تنشهای اقتصادی، نظیر بحران اقتصادی شدید منتج از همهگیری، مسجل شده است.