بررسی ساختار فضایی منطقه شهری مازندران مرکزی با تاکید بر شبکه اجتماعی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
2 استاد جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
3 دانشیار جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
doi
10.22067/gusd.v7i1.84164چکیده
درسالهای اخیر شهرها، هم به لحاظ فرم فیزیکی و هم از نقطه نظر عملکردی، به یک پدیدهی منطقهای بدل شدهاند از این رهگذر، با تغییر جایگاه هستیشناسانه از فضا، منطق و معنای «مکان» در متنی جدید، یعنی در فضای جریان ها تفسیر شده است. فقدان استراتژیهای توسعه یکپارچه منطقهای، عدم توجه به رقابت یا همکاری کانونها را در شبکه شهری مازندران مرکزی با چالشهای تفرق عملکردی روبهرو کرده است. به نظر میرسد تحت فضای جریانی موجود، پژوهشهای صورت گرفته قادر نخواهد بود تمامیت، کارکرد و ساختار شبکه شهری استان را توصیف کند. هدف پژوهش این است تا با بهرهگیری از روش توصیفی_تحلیلی و ابزار تحلیل شبکه، ضمن تبیین مولفهها و شاخصهای تحلیل تعامل فضایی، الگوی فضایی عملکردی شبکه شهری مازندران مرکزی را با تحلیل دادههای مبدا- مقصدی سال 1397 مورد مطالعه قرار دهد. نتایج حاصل گواه شکلگیری نظام چند مرکزیتی و حتی شبکه ای متعادل در این منطقه است. بنابراین با شکلگیری و تکوین این الگوی جدید در منطقه، تغییر در نحوه برنامهریزی فضایی این مناطق مبتنی بر مزایای اقتصادی شبکه نیز ضروری است. روابط بین شهرهای بزرگتر نه تنها صرفاً رقابتی دیده نمیشوند بلکه آنها باید مکمل یکدیگر هم باشند. همچنین، نتایج حاصل از تحلیل رهیافتهای نوین (شبکه مبنا) در شبکه شهری چند مرکزیت مازندران مرکزی، بیانگر آن است که، مورفولوژی منطقهی چند مرکزیت مازندران مرکزی، دخالت محسوسی در ریختشناسی این منطقه دارا میباشد. زیرا فرم منطقه به گونهای است که شهرهای مجاور از الگوی خوشهای پیروی می کنند و شکل شبکهای به منطقه الحاق کردند.