تجربه‌ی طلاق از منظر زوجین مطلقه در شهر تهران (در پنج سال اول زندگی)

نویسندگان

1 گروه روانشناسی، واحد بین الملل کیش، دانشگاه آزاد اسلامی، جزیره کیش، ایران.

2 استادیار گروه روانشناسی سلامت، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.

3 استاد گروه روانشناسی، واحد بین الملل کیش، دانشگاه آزاد اسالمی، جزیره کیش، ایران.

4 دانشیار گروه روانشناسی، واحد بندرعباس، دانشگاه آزاد اسلامی، بندرعباس، ایران

doi
10.22095/JWSS.2020.252782.2507
چکیده

افزایش طلاق و وقوع بیشترین آمار طلاق در ۵ سال اول زندگی پدیده‌ای قابل تأمل در سال‌های اخیر است. این پژوهش با هدف بررسی زمینه‌ها و پیامدهای طلاق در پنج سال اول زندگی زناشویی با روش کیفی و تحلیل تماتیک از طریق مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته و نمونه‌گیری هدفمند انجام شده است. افراد مطلقه ساکن در شهر تهران که در 5 سال اول زندگی اقدام به طلاق نموده‌اند، جامعه‌ی مورد مطالعه این پژوهش است. یافته‌های پژوهش نشان داد زمینه‌ها و بسترهای اقدام به طلاق در 5 سال اول زندگی از منظر پاسخ-گویان مواردی نظیر نقصان‌های فردی شامل مسئولیت‌گریزی، بدبینی، پنهان‌کاری و فریب، عزت‌نفس پایین، پرخاشگری؛نقصان‌های تعاملی زوجین نظیر فقدان صمیمیت زناشویی، توقعات بالا، عدم تعهد در قبال همسر، نارضایتی جنسی، قهر و متارکه مکرر، تداوم سبک زندگی مجردی، جابه‌جایی نقش‌ها، عدم انعطاف‌پذیری، بی‌اعتمادی متقابل، مستقل نبودن از خانواده اصلی و در نهایت نقص ارتباطی با خانواده مبدأ و الگوگیری نامناسب است. همچنین نتایج پژوهش حاضر نشان داد، کاهش عزت نفس،نگرش منفی به جنس مخالف وزندگی متاهلی و ازدواج،تمایل به روابط کوتاه مدت،بدبینی متقابل در خانواده، افزایش تنش بین اعضاء، تضعیف جایگاه بین اقوام و آشنایان،افزایش مزاحمت‌ها، کاهش مسئولیت اجتماعی و اقدام به زندگی مستقل از پیامدهای طلاق در سال‌های اول زندگی است.