نقد روان‌شناختی دیگر سیاوشی نمانده بر مبنای نظریه کارن هورنای

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند.

2 ، دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند

3 ، دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند

doi
10.22059/jor.2013.52039
چکیده

پژوهش حاضر می‌کوشد مجموعة داستانی دیگرسیاوشی نمانده، نوشتة اصغر الهی، داستان‌نویس و روان‌شناس ایرانی را بر مبناینظریة روان‌شناختی کارن هورنای بکاود. شخصیت‌ها در این مجموعه، دچار موقعیت‌هاییبغرنج‌اند که به شدت از ترس، تحقیر و ایستایی رنج می‌برند. الهی در پرداخت شخصیت‌هایداستانی خود، حالات روحی آنان هم‌چون ترس، روان‌پریشی و حقارت را با شگردهایی نوبه تصویر می‌کشد. این افراد روان‌پریش و ازهم‌گسیخته، برای درمان حقارت‌های خود بهسه حالت دفاعی مطرح در نظریة هورنای (مهرطلبی، برتری‌طلبی و انزواطلبی)روی می‌آورند. شخصیت‌هایدر این مجموعه به دور از واقعیت و پناه گرفته در سرزمین وهم، با واگویة روانیزندگی می‌کنند و از زمان می‌گریزند. آن‌ها شکست در برابر واقعیت را با واقعی پنداریوهم، جبران می‌کنند. از میان آن‌ها نرگسو شخصیت اصلی داستان دیگرسیاوشی نمانده، شخصیتی مهرطلب دارد، کاظمی شخصیت داستانی «آخرین پادشاه»، دارایگونه‌ای برتری‌‌طلب و سرداری شخصیت «داستان‌های سرداری» شخصیتی انزواطلب دارد.