کاربست شگردهای علم معانی در شعر فارسی و عربی (مطالعۀ موردی مضمون اندرز در شعر نیما یوشیج و نازک‌الملائکه)

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس

2 استاد زبان و ادبیات عربی دانشگاه تربیت مدرس

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس

4 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22059/jlcr.2020.74939
چکیده

در شعر فارسی و عربی ـ اعمّ از کلاسیک و نوـ کاربرد علوم بلاغی برای ابلاغ مفاهیم و معانی مورد نظر شاعر بسیار ملموس و محسوس است؛ زیرا آنچه باعث ادبیت و شعریت یک متن می‌شود، بیشتر جنبه‌های بلاغی متن است. نیما و نازک‌الملائکه به عنوان بنیانگذاران شعر آزاد در ادب فارسی و عربی، از عناصر بلاغی برای برجسته‌سازی مضمون و تأثیرگذاری بیشتر بهره برده‌اند. این دو شاعر گاهی به مناسبت، در اشعار خود از دَرِ پند و اندرز درآمده‌اند و مردم روزگار خود را در پاره‌ای مسائل نصیحت کرده‌اند. این مقاله به چگونگی کاربست علم معانی در ایجاد مضمون پند و اندرز می‌پردازد و اشعار این دو شاعر را به روش توصیفی‌ـ تحلیلی در حوزۀ کاربرد بلاغت و در مضمون اندرز مطالعه کر‌ده‌است. از مهم‌ترین عناصر بلاغی مؤثر در بیان مضامین اجتماعی پند و اندرز، عناصر علم معانی است؛ از جمله: توجه به جملات انشائی، جملات خبری، احوال مسندٌإلیه، احوال مسند و اطناب. در این پژوهش، دریافتیم که هر دو از مسندٌإلیه عام و برجسته‌سازی مسند برای بیان غرض پند و اندرز استفاده کرده‌اند. در باب مخاطب نیز آنچه بیشتر مورد نظر آن‌هاست، بیان گزارۀ خبری است که مخاطب باید آن را دریابد و نه انتخاب نوع مخاطب یا انواع خطاب... . البته در کاربرد عناصر بلاغی بین این دو شاعر تفاوت‌هایی وجود دارد؛ برای مثال: اطناب در شعر نیما با تکرار مفهوم جملات و با آوردن تمثیل و استعاره شکل می‌گیرد، اما در شعر نازک‌الملائکه با تکرار فعل امر و نهی همراه است.