بازخوانی رویکردهای منطقه‌گرایی در بناهای شاخص معاصرشهر مشهد

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران

2 استاد معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، تهران، ایران

3 دانشیار معماری، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

4 استاد تئاتر، فیلم و ارتباطات، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.22067/jgusd.2021.47787.0
چکیده

منطقه ­گرایی، دیدگاهی انتقادی است که بر حفظ خصوصیات مکان تأکید داشته و نوعی فلسفه ­ی ارجاعی در برقراری هماهنگی میان مردم، دست­ ساخته ­های آنها و طبیعت به شمار می ­رود. این رویکرد تلاش می­کند تا با بی­مکانی در مدرنیسم از طریق بکارگیری نیروهای متنی برای بدست آوردن معنا و حس مکان مقابله نماید و در صدد پر­نمودن این خلاء است که ریشه در شکاف میان اندیشه و احساس در طول سده اخیر دارد. این مقاله تلاش دارد تا اهمیت این بحث و ابعاد مختلف آن و سنتزی که تحت عنوان منطقه­ گرایی ارائه شده را نشان دهد و اینکه چگونه این بخش از مفاهیم با ابعاد مختلفش با گفتمان­های محلی از یکسو و چالش­ های جهانی­ از دگرسو شکل گرفته است. لذا مرور ویژگی ­های منطقه ­گرایی مبتنی بر آراء پیشگامان این جنبش و رویکردهای آن بواسطه نقش میانجی­ آن بین سنت و مدرنیسم در بناهای معاصر مشهد می­تواند انتظامی برا ی بحران مکان در مشهد قلمداد شود، به ­طوری­ که هدف اصلی این نوشتار را شکل می­دهد. طراحی پژوهش، برمبنای روش تحقیق ترکیبی کیفی و کمی مبتنی بر منطق قیاسی و از طریق مطالعات کتابخانه­ای و موردپژوهی شکل گرفته است. 27 اثر از بناهای شاخص شهر مشهد که رویکرد میانجی­ گرایانه ­ای به تقابل سنت و مدرنیته داشته ­اند به عنوان جامعه آماری انتخاب و از طریق پرسشنامه که به صورت طیف پنج گزینه ­ای لیکرت تنظیم و توسط 25 نفر از کارشناسان حوزه منطقه­ گرایی مشهد بکار گرفته شده و در نرم­ افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته ­های موردپژوهی حاکی از عدم سازگاری اصول منطقه­ گرایی در مشهد با نیازهای دوره معاصر است چرا که بیشتر تبدیل به الحاقات نمادین و تاریخی روی پوسته مدرن گشته و می­توان آن را بدترین شکل منطقه ­گرایی دانست که به پوسته­ای تاریخی تبدیل شده و در آن تصاویری از سنت­ گرایی با تقلیدی از کلیشه­ های گذشته ترکیب و بر روی بدنه­ ساختمان­ های مدرن کشیده شده است.