دلایل رویکرد امیرخسرو دهلوی در غزل به وقوع‌گویی و واسوخت‌سرایی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام‌نور

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام‌نور

doi
10.22059/jlcr.2020.74940
چکیده

مکتب وقوع و شاخۀ مشهور آن «واسوخت»، در اوایل قرن دهم در تاریخ ادبیات فارسی جایگاه ممتازی در غزل فارسی دارد. این شیوه که حدّ فاصل میان سبک عراقی و هندی است، بیشترین تغییرات و دگرگونی‌ها را در موضوعات شعری بعد از سبک عراقی ایجاد نموده‌است. امیرخسرو دهلوی از عارفان و شاعران نامدار پارسی‌گوی هندوستان، در نیمۀ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. با وجود اینکه او یکی از شاعران برجستۀ سبک عراقی است، اما باید وی را از پیشروان وقوع‌گویی در ایران به شمار آورد. سادگی زبان و بیان، واقعیت مسائل بین عاشق و معشوق از ویژگی‌های برجستۀ مکتب وقوع است که در غزلیات وی نمودِ فراوانی دارد. عاشق در غزلیات امیرخسرو در این طرز بیان، ناز معشوق را نمی‌خرد، بلکه هنگامی که با بی‌توجهی معشوق مواجه می‌شود، از وی اعراض می‌کند و زبان به گلایه و سرزنش می‌گشاید. تنبیه‌ کردن و انتقام گرفتن از معشوق سنگدل، بیان روابط و حالات بین عاشق و معشوق، رویگردانی عاشق از معشوق و برعکس، تنبیه و تنزل معشوق، توجه به معشوق مذکر، وصف حالات وصال، بیان خاکساری و ذلت معشوق، بیچارگی عاشق و... از ویژگی‌های غزل اوست. بر اساس دستاورد مقاله، این شاعر در غزلیات خود سوز و گداز حاصل از عشق را که از عناصر مهم در مکتب واسوخت است، در وجود خود درک کرده‌است و آن را به صورت مضمون‌آفرینی همراه با باریک‌اندیشی و خیال‌بافی در غزلیات خود به‌کار گرفته‌است.