تجدیدنظرطلبی در سیاست خارجی چین؛ پیوستگی مترقیانه

نویسندگان

1 گروه روابط بین‌الملل، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 گروه روابط بین‌الملل، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jcountst.2025.397953.1314
چکیده

تاریخ سیاست بین‌الملل مؤید آن است که هم‌زمان با افول برخی واحدها و خیزش یا برآمدن دولت‌هایی خاص در متن نظم پیشینی، مجموعه‎ای از مواجهه‌ها و مناسبت‌های قدرت در جهت‌گیری‌های مختلف شکل می‌گیرد که خروجی آن در طیفی از تداوم نظم قبلی تا تغییر وضعیت آن بروز و ظهور یافته است. این مهم در خصوص خیزش چین در دوران پساجنگ سرد و چگونگی تنظیم سیاست خارجی آن در مواجهه با نظم نئولیبرالی به رهبری آمریکا نیز موضوعیت دارد. در این مقاله، با مفروض‌گرفتن رویکرد تجدیدنظرطلبی در سیاست خارجی چین، بر طیفی از معانی و مدلول‌های متفاوت تجدیدنظرطلبی تأکید شده است. هدف تبیین تحول‌های تدریجی و پیوسته در تجدیدنظرطلبی سیاست خارجی چین در چارچوب نظم موجود طی سه دورة زمانی است. پرسش پژوهش این است: رویکرد سیاست خارجی چین در جایگاه قدرتی درحال‌خیزش با کدام‌یک از معانی و مدلول‌های تجدیدنظرطلبانه توصیف‌پذیر است؟ فرضیة پژوهش آن است که ترجیح‌های تجدیدنظرطلبانة چین در سیاست خارجی، ذیل نظم نهادی موجود نضج، و در دوران پسادنگ‎شیائوپینگ از تجدیدنظرطلبی ادغام‌شده به میانی تکوین پیدا کرده است. برای وارسی فرضیه، سیاست خارجی چین طی سه دوره ریاست جیانگ زمین، هو جین‌تائو، و شی جین‌پینگ با استفاده از روش ردیابی فرایند تحلیل شده است.