از زیست گلخانهای تا بازگشت به عادتواره؛( تجربه ی زیسته ی دانشآموختگان دختر مدارساسلامی غیرانتفاعی شهر تهران)
نویسندگان
1 دکترای جامعه شناسی دانشگاه بوردو، فرانسه
2 دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.22095/jwss.2020.243631.2432چکیده
هدف اصلی این پژوهش مطالعۀ تجربۀ زیسته تحصیل دختران در مدارس اسلامی غیرانتفاعی دخترانه است. چارچوب مفهومی پژوهش بر اساس مفصلبندی مفاهیمی مانند عادتواره بوردیو، مصرف نمایشی وبلن و همچنین، بههمریختگی معنایی شوتس و بازاندیشی گیدنز است. این پژوهش به روش تحقیق کیفی و با رویکردی پدیدارشناسانه انجام شده و ابزار تحلیل یافتهها تحلیل مضمونی است. بر پایۀ روایتهای افراد مورد گفتگو، چهار مضمون اصلی در تجربۀ آنها عبارت است از: تداوم زیست مرفهانه ذیل برند مدرسه اسلامی در اشاره به مدرسه اسلامی به مثابه بستری برای شکلگیری الگوهای مصرفیِ زیست طبقه مرفه، بازتولید احساس اقلیتبودگی و شکلگیری خرده گفتمان مقاومت در واکنش به نگرش منفی به قشر مذهبی، دینداری آسایشطلبانه و فضایی از آنِ خود در ارتباط با فراهمساختن ساختارِ انحصاری و فضایی امن برای دینداری و در نهایت، از زیست گلخانهای تا مواجهه با دیگری و تجربۀ بازاندیشانه. این مطالعه نشان میدهد هرچند دانشآموختگان این مدارس در رویارویی با تکثر و تنوع بیرون از این مدارس پس از فارغالتحصیلی، ذیل بهمریختگیِ معنایی تجربهشده در شرایط بازاندیشی قرار میگیرند، اما در نهایت، عادتوارههای مرفهانه چارچوب کنشی و تفسیری ایشان را تعریف میکند.