بررسی حس تعلق به مکان از منظر شاخصهای کالبدی و غیرکالبدی در خانههای مستقل و مجتمعهای آپارتمانی (مطالعه موردی: شهر تبریز)
نویسندگان
1 استادیار معماری، دانشکده فنی مهندسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
2 دانشجوی دکتری تخصصی معماری، گروه معماری، واحد خلخال، دانشگاه آزاد اسلامی، خلخال، ایران
3 استادیار معماری، دانشکده فنی مهندسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
4 دانشجوی کارشناسی ارشد گروه معماری، دانشکده فنی مهندسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
doi
10.22067/gusd.v6i2.83145چکیده
حس تعلق از مهمترین ابعادِ رابطه انسان و مکان است. انسان هنگامیکه در تعامل با مکان قرار میگیرد، بدان معنا بخشیده، نسبت به آن احساس تعلق کرده و دلبسته آن میشود. پژوهش حاضر، به بررسی ابعاد کالبدی و غیرکالبدی حس تعلق به مکان و شاخصهای مؤثر آن در خانههای مستقل (حیاطدار) در مقایسه با مجتمعهای آپارتمانیِ شهر تبریز پرداخته و در پی پاسخگویی به این سؤال است که عوامل مؤثر بر ایجاد حس تعلق در فضاهای مسکونی مستقل و آپارتمانی کدام است؟ و نقش عناصر کالبدی در ایجاد این حس چگونه است؟ نوع تحقیق پژوهشی و روش تحقیق پیمایشی است که ضمن بهکارگیری اسناد و مدارک از 273 پرسشنامه محقق ساخته جهت بررسی دیدگاههای ساکنین استفاده شد و مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان میدهد عناصر کالبدی نظیر (فرم و ابعاد عناصر، دسترسی و چینش فضا، مصالح و تزئینات، محرمیت و اشرافیت) از مهمترین شاخصههای ایجاد حس تعلق به مکان هستند که در سه ویژگی فرم و ابعاد عناصر، مصالح و تزئینات و همچنین محرمیت و اشرافیت در خانههای مستقل بیشتر نمود مییابد، اما ویژگی دسترسی و چینش فضا در مجتمعهای آپارتمانی دارای میانگین بالاتری است. از منظر شاخصهای غیر کالبدی، مجتمعهای آپارتمانی دارای عملکرد بهتری بودهاند. فعالیت و آسایش در هر دو گونه مسکنِ موردبررسی، دارای تأثیر نسبتاً یکسانی است. در مجتمعهای آپارتمانی، ابعاد اجتماعی و فردی و در خانههای مستقل، معانی و نمادها، پیشبینی کنندههای مطمئنتری در افزایش احساس تعلق ساکنین میباشند.